دليل دوّم - آنست كه شبههاى نيست كه « نبىّ » حامل نواميس الوهيّت و خازن اسرار ربوبيّت است كه امين وحى الهى و متحمّل احكام او از اوامر و نواهى و حجّت خداست بر عباد و قيّم اوست در بلاد ، و شكّى نيست كه اين مرتبه با ارتكاب معاصى جمع نمىشود . و چگونه جناب الهى شخصى را كه اعتماد به او نداشته باشد و مثل ساير مردم باشد ، امين مىكند بر اين امور عظيمه .
بلى ؛ گاهى غافل بىشعور كه جاهل است به بواطن امور ، شخصى را كه
هامش
خداوند صادر نمىشود ، پس لطف از باب « حكمت » بر خدا لازم است تا « قبح » لازم نيايد و صدور « قبح » از خدا محال است .
براى لزوم لطف دو وجه است :
اول : خداوند تعالى خودش در « قرآن مجيد » و فرقان عظيم در چند مورد از آن خبر داده و فرموده :« اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ »، و فرموده :« هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »و فرموده :« وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ »، و فرموده :« وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً »، و فرموده :« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ »، و غير از اينها از آيات شريفه ؛ و تخلّف در خبرهاى خداوندى محال است ، پس لطف به مقتضاى اخبار بارى تعالى لازم است قطعا .
دوم : خلقت انسان بالضروره براى غرضى است و آن رسانيدن اوست بر منافع دنيويّه و اخرويّه ، و آنچه اشاعره گفتهاند كه : « افعال اللّه تعالى غير معلّل به اغراض است » ، مدّعاى آنها را نصّ صريح قرآنى دفع مىكند كه فرموده :« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »، و فرموده :« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً »، پس لا بدّ بايد مراد اشاعره غير از اين اغراض باشد و تفصيل آن در كتب مفصّلهء كلامى مذكور است .
پس به مقتضاى آيات كثيره ، غرض از « خلقت انسان » و ايجاد بندگان عبارت از « اطاعت » و عبوديّت - كه اساس سعادت و ترفيع درجات مانع از فرو رفتن بر دركات است - مىباشد ؛ پس هر چه موجب حصول اين غرض است و ترك آن مانع از حصول آنست لازم مىآيد كه خداوند تعالى از باب حكمت بوجود آورد ، زيرا ترك آن لازم گرفته كه نقض غرض نمايد . و شكّى نيست كه نقض غرض از باب « لطف » محال است ، پس لطف از باب « حكمت » لازم است ( البتّه به نحوى كه از آن التجاء و اضطرار لازم نيايد و لذا لازم نيست كه بندگان را اكراه بر اطاعت امام ( ع ) نمايد ، و بايد در اين مورد امر خداوندى را به حضرت موسى و هارون ( ع ) كه نزد فرعون بروند :فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً، و با او به نرمى حرف بزنند شايد او هدايت بيابد ، در مد نظر قرار داد كه شرح آن خارج از وضع اين مقام است و در رسالهء اثبات وجود امام ( ع ) در هر زمان توضيح دادهام ) .