فصل دوّم در عصمت انبياء
بدان كه عصمت عبارتست از « ملكه » كه با وجود آن داعى بر معصيت نباشد و اگر چه قدرت بر آن داشته باشد . و فرقهء محقّهء شيعهء اثنىعشريّه ، متّفقند بر اينكه انبياء بايد از جميع معاصى معصوم باشند و ما سه دليل در اينجا بر عصمت انبياء ذكر مىكنيم :
دليل اوّل - آنست كه شكّى نيست كه ارسال نبىّ لطف است از جناب الهى نسبت به بندگان و اتمام لطف موقوف است بر عصمت او از خطا و معصيت ، زيرا كه هرگاه معصوم و مجرّد از خطا و معصيت نباشد اعتماد و وثوق بر اقوال و افعال او نخواهد بود و هرگاه وثوق و اعتماد بر اقوال و افعال او نباشد زمرهء مكلّفين - كما هو حقّه - اطاعت و انقياد جميع افعال و اقوال او را نخواهند كرد و در اين صورت اتمام لطف نشده خواهد بود ، زيرا كه لطف كامل وقتى است كه اطاعت و انقياد او - كما هو حقّه - به عمل بيايد و مع ذلك چون جايز باشد كه مرتكب معصيت بشود ، گاهست كه مردم را به معصيت امر كند و از اطاعت منع نمايد و اين خلاف لطف است « 9 » ، پس بايد « نبىّ » از جميع معاصى و خطيئات معصوم باشد .
هامش
( 9 ) . مراد از اينكه متكلّمين مىگويند « لطف بر خداوند احديّت - جلّت عظمته - واجبست » ، وجوب عقلى است . يعنى عقل حاكم است كه اگر خدا فلان فعل را به عمل نياورد قبيح است و آن از