تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
اين دأب علماى پيشين ما بود كه زبانهاى بيگانه را ياد مىگرفتند چه زبان وسيله‌اى براى رسيدن به معارف و حكمى است كه بدان زبان نوشته‌اند . مرحوم سيد صالح خلخالى كه شاگرد ارشد حكيم الهى ميرزا ابو الحسن جلوه - قدس سرّه - بود و شرح حال او در المآثر و الآثار اعتماد السلطنه آمده است ( ص 186 ) در شرح مناقبت شيخ اكبر محيى الدين عربى گويد ( ص 67 چاپ سنگى ) : « كتاب طهارة الاعراق افلاطون الهى را ابو على مسكويه از زبان يونانى به عربى ترجمه نمود و سلطان الحكماء محمد بن حسن نصير الدين طوسى آن را از زبان تازى به پارسى در آورد و به اخلاق ناصرى موسوم كرد . استاد ما مرحوم علامه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى زبان عبرى را در تهران در نزد عالم يهودى فرا گرفت و در زبان فرانسوى استاد بود و انگليسى نيز مىدانست ، از اين گونه شواهد از صدر اسلام تا كنون بسيار داريم . » ابن اثير در اسد الغابة فى معرفة الصحابة در شرح حال زيد بن ثابت مىگويد : « و كان زيد يكتب لرسول الله ( ص ) الوحى و غيره ، و كانت ترد على رسول الله كتب بالسريانية فأمر زيدا فتعلّمها ( ص 278 ج 2 ) . يعنى : زيد كاتب رسول الله ( ص ) بود و وحى و غير وحى را مىنوشت ، و نامه‌هائى به سريانى براى رسول الله مىآمد ، رسول الله او را امر فرمود كه سريانى را ياد بگيرد . » به وزان مؤلفات و مصنفات علامه نراقى اول ، بايد از چندين بعد در شخصيت اعلاى علمى و عملى آن جناب سخن به ميان آورد . عالمى ذو الفنون كه در فن رياضى پس از خواجه نصير الدين طوسى ، « أكر ثاوذوسيوس » و « اصول اقليدس » را دوباره تحرير كند ، و بر تحرير مجسطى خواجه بقلم محقق طوسى ، حواشى داشته باشد و چندين كتاب و رساله علوم رياضى تصنيف كرده باشد ، اهميّتى بسزا دارد . و در مقام كمال انسانى به حدّى باشد كه مثل سيد بحر العلوم با او چنان