تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
پس از حديث ظاهر مىشود كه در هر زمانى بايد امامى باشد و اهل سنّت چون نمىتوانند انكار اين حديث را بكنند ، لهذا سخنان واهى چند در مقابل مىگويند . مثل اينكه بعضى مىگويند « امام زمان قرآن است » . و نمىدانند قول آن حضرت كه فرموده است كه « هر كه نشناسد امام زمان خود را » دلالت مىكند كه امام زمان متعدّد است و هر زمانى امامى دارد « 123 » و قرآن يك چيز است و نسبت آن به همهء ازمنه على السّواء است ، ديگر او را امام زمان گفتن معنى ندارد . و بعضى گفته‌اند كه مراد از امام زمان « پادشاه عصر » است . آيا هيچ عاقلى تصور مىكند كه پيغمبر خدا ( ص ) بگويد كه هر كه بميرد و كافرى يا فاسقى ، مبتلا به انواع معاصى و خونخوارى را نشناسد ، مردن او مثل اهل جاهليّت خواهد بود . حاشا و كلّا ! كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - چنين كلامى بفرمايد .
هامش
( 123 ) . زيرا كلمهء امام اضافه بر زمان شخصى شده و آن اقتضاء مىكند كه امام بايد متعدّد بشود و هر عصر و زمان اختصاص به امامى داشته باشد و بنحو تبادل و تناوب بوده باشد .