و امّا صدق معجزات از ايشان امرى است ظاهر و متواتر و اخبار بر اين مطلب از تواتر گذشته است و اهل سنّت هم در كتب خود معجزات بسيار نقل كردهاند . و چون ذكر معجزات هر يك از ايشان - صلوات الله عليه - باعث تطويل مىشد ، لهذا ما متعرّض ذكر آنها نشديم . « 121 »
و امّا اثبات غيبت صاحب الامر و الزّمان - عليه صلوات اللّه الملك الرّحمن - و اثبات بقاى او ؛ قبل از اين به دليل عقلى ثابت شد كه هيچ زمانى خالى از حجّت نمىتواند شد ، پس بايد آن حضرت هم باشد تا زمان از حجّت خالى نباشد . و ادلّهء نقليّهء متواتره ميان شيعه و سنّى بسيار است . از آن جمله احاديثى بود كه در اين فصل مذكور شد .
و از آن جمله : حديثى است كه متواتر ميان شيعه و سنّى است و هيچيك از شيعه و اهل سنّت انكار آن را نكرده است . و آن حديث آنست كه پيغمبر ( ص ) فرمودند كه : « 122 »
« هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مرده خواهد بود ؛ مثل مردن اهل جاهليّت »
هامش
جعفر ( ره ) در مجلس معاويه آمده كه عبد اللّه ( ره ) گفته كه رسول اللّه ( ص ) :
« ثم نص بالامامة على الائمة تمام الاثنا عشر - عليهم السلام - . ثم قال - صلوات اللّه عليه - : لا متى اثنا عشر امام ضلالة كلهم ضال مضل عشرة من بنى اميه و رجلان من قريش وزر جميع الاثنا عشر و ما اضلوا فى اعناقهما ثم سماهما رسول اللّه ( ص ) و سمى العشرة معهما . »
و بعد عبد اللّه جعفر تفصيلا آنها را در آن مجلس بيان كرده است ، رجوع شود به كتاب « الاحتجاج » طبرسى ( ره ) ، ج 2 ، ص 4 ط نجف ؛ و « الاحتجاج » ، ص 148 ط تبريز ، سال 1286 ق .
( 121 ) . رجوع شود به كتاب « مدينة المعاجز » ، سيد علامهء محدّث بحرانى ( قدس سرّه ) كه در مجلّد ضخيم به خط خوب طبع سنگى خورده و كتاب « خرايج و جرائح » ، شيخ امام قطب الدين راوندى ( قدس سرّه ) كه طبع و منتشر است ؛ و « ارشاد » شيخ اعظم مفيد ( ره ) ؛ و « بحار الانوار » ، علامهء مجلسى ( ره ) ؛ و « مناقب » ، ابن شهر آشوب مازندرانى ( ره ) ؛ و غير از اينها از تأليفات نفيسه كه علماى اعلام دربارهء معجزات تأليف فرموده است يا در ضمن كتابهايشان در حالات ائمه - عليهم السلام - ذكر كردهاند .
( 122 ) . راجع به اين حديث شريف و تحقيق در اطراف آن گذشت ، رجوع شود به صفحهء 137 كتاب .