حديث پنجم - عامّه و خاصّه نقل كردهاند « 34 » كه حضرت رسول ( ص ) روزى به حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرمودند كه :
« اگر خوف آن را نمىداشتم كه امّت من در حقّ تو بگويند ، آنچه نصارى در حقّ عيسى گفتند ، هرآينه مىگفتم در شأن تو چيزى را كه بعد از آن به هر گروهى كه گذر كنى ، خاك قدم ترا بردارند و بقيّه آب دست ترا بگيرند ؛ و ليكن همين بس است كه من از توام و تو از من ، و تو وارث منى و من وارث توام ، و تو از من به منزله هارونى نسبت به موسى . »
حديث ششم - در كتاب « جامع الاصول » « 35 » از صحيح ترمذى ، كه از كتابهاى معتبر اهل سنّت است از « انس » روايت كرده است كه :
« در وقتى كه جناب پيغمبر ( ص ) در ميان اصحاب برادرى قرار داد . حضرت امير المؤمنين ( ع ) به خدمت حضرت رسول ( ص ) آمد و عرض كرد :
هامش
ج 1 ، و اين جمله ادّعاء ابن ابى الحديد را كه در ج 1 ، ص 12 در « شرح نهج البلاغه » گويد : « نزد محدّثين ، خطاب رسول اللّه ( ص ) در حال حياتش على - عليه السلام - را به لقب « امير المؤمنين » به ثبوت نرسيده ولى با القاب ديگر مانند « يعسوب الدين » و « يعسوب المؤمنين » مخاطب ساخته است كه همان معنى « امير المؤمنين » را مىرساند » باطل مىسازد ، زيرا در روايت « انس » در « حلية الاولياء » ، چاپ بيروت ، ص 63 ، ج 1 ، اين جملات موجود است : « امير المؤمنين و سيد المسلمين و قائد العز المحجلين و خاتم الوصيين . »
و سيد ابن طاوس ( ره ) در كتاب « اليقين » چاپ نجف به طرق متعدّده از روايات اهل سنّت اختصاص لقب « امير المؤمنين » را به امام على - عليه السلام - ثابت نموده و در زمان رسول اللّه ( ص ) با آن لقب مبارك مخاطب شده است .
و سيد رضى ( قدس سرّه ) نيز در كتاب « خصائص امير المؤمنين ( ع ) » در زير عنوان « فى تسميته - عليه السلام - به امير المؤمنين فى حيات رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - » همين مطلب را ثابت نموده است ، رجوع شود به « خصائص » ، ص 38 ، ط نجف ، و « ارشاد » ، شيخ مفيد ( ره ) ، ص 22 ، ط تبريز .
( 34 ) . « كفايت الطالب » ، كنجى شافعى ، ص 135 ، ص 6 ، ط نجف .
( 35 ) . ص 468 ، ج 9 ، ط قاهره ، از تأليفات ابن الاثير جزرى متوفى 606 ه ، در دوازده مجلد طبع شده است .