حديث سوّم - ابن مغازلى شافعى « 31 » كه از اعاظم و اكابر سنّيان است ، در كتاب مناقب خود از ابو ايّوب انصارى روايت كرده است كه :
« در وقتى كه جناب پيغمبر ( ص ) بيمار شد ، حضرت فاطمه به عيادت او رفتند و حضرت رسول ( ص ) بسيار ضعيف و نقاهت داشتند .
پس حضرت فاطمه ( س ) كه پدر خود را به آن حالت مشاهده نمود ، شروع به گريه كرد . حضرت پيغمبر به او فرمود كه :
اى فاطمه ! بدرستى كه خداى تعالى ابتداء نظر كرد بر روى زمين و پدر تو را از اهل زمين برگزيد و او را پيغمبر كرد . و در مرتبهء دوّم نظر كرد بر اهل زمين و شوهر ترا برگزيد ، پس وحى كرد به من كه ترا به او تزويج كنم و او را وصىّ خود كنم .
اى فاطمه ! آيا مىدانى كه به سبب كرامت تو در نزد خدا ، ترا به كسى تزويج كرد كه بزرگترين مردم است از جهت علم و حلم و ايمان . »
هامش
( 31 ) . رجوع شود به « غاية المرام » ص 153 ، و سيّد فقيه در « كفاية الموحدين » ج 2 ، ص 279 ، از ابن مغازلى شافعى نقل كرده است و شيخ جليل علامه ابن ابى جمهور احسائى ( رحمه اللّه ) در كتاب « معين المعين » گويد :
« اين خبر از اخبار صحيحه است و نقل آن متواتر است و سنّى و شيعه آن را نقل كردهاند » و از كتاب « مناقب » خبر را همان نحو كه مصنّف ( ره ) نقل فرموده و بعد از آن از دارقطنى از « رجالش » از ابو سعيد خدرى مفصلتر از آن نقل نموده و در آخر آن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىفرمايد :
« و منا مهدى هذه الامة الذي يصلى عيسى بن مريم خلفه ثم ضرب على منكب الحسين - عليه السلام - و قال من هذا مهدى الامة . »
و با بشارت دادن به اينكه مهدى اين امّت از نسل حسين - عليه السلام - و از اولاد صدّيقهء طاهره ( ع ) است ، به آن بانوى عصمت و طهارت تسلّى داده است و بعد ابن ابى جمهور گويد :
« و روى هذا الخبر محمد بن يوسف الكنجى الشافعى عن الدارقطنى صاحب « الجرح و التعديل » و آورده الحافظ ابو نعيم فى كتاب « الاربعين » . »
رجوع شود به نسخهء « معين المعين » كه مخطوط بوده و در كتابخانهء ما موجود است و شيخ صالح بن شيخ محمد على جوازرى در بلدهء « حويزه » در روز جمعه يازدهم جمادى الاولى سال 1092 ه ق ، از كتابت آن فارغ شده است .