تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
همچنين « 1 » مىدانست كه موكّل او راضى هست كه او خود هم بردارد و بعد از آن موكّل بگويد كه من راضى نبودم كه تو خود بردارى ، ظاهرا قول او را مىشنوند « 2 » . و همچنين است حكم بعينه هرگاه كسى ديگرى را وكيل كند كه متاع معيّنى را از براى او بخرد و آن متاع را وكيل خود داشته باشد .

يازدهم : جدّ « 3 » و پدر ولىّ اطفالند و مادامىكه اطفال به حدّ بلوغ نرسيده‌اند ،

پدر و جدّ ايشان مىتوانند كه مال ايشان را بفروشند و از براى ايشان چيزى بخرند و آن خريدوفروش شرعا صحيح است . و پدر و جدّ مىتوانند مال ايشان را از براى خود بخرند و مال خود را از براى ايشان بخرند به شرط صرفهء اطفال « 4 » . و در هر دو صورت صيغهء خريدوفروش را هر دو ، خود مىتوانند گفت . و هرگاه اطفال به حدّ بلوغ و رشد برسند ديگر پدر و جدّ ، اختيار مال ايشان را ندارند و اگر در مال ايشان خريدوفروش بكنند ، آن خريدوفروش باطل خواهد بود « 5 » . بلى ، هرگاه بالغ شوند و در حين بالغ شدن ، صاحب رشد نباشند ، بلكه سفيه باشند و سفاهت ايشان باقى بماند ، باز پدر و جدّ اختيار مال ايشان را دارند كه بفروشند و از براى ايشان بخرند « 6 » . امّا هرگاه بالغ شوند و صاحب رشد باشند ، امّا بعد از او رشد ايشان زائل شود ، ديگر ولىّ و صاحب اختيار ايشان پدر و جدّ نخواهد بود « 7 » ، بلكه در اين صورت ولىّ و صاحب اختيار ايشان حاكم شرع خواهد بود .
هامش
( 1 ) . ب : « هم چو مىدانست » . ( 2 ) . حائرى : در صورتى كه قرينه ظهور عرفى نداشته باشد در اذن . ( 3 ) . صدر ، حائرى : يعنى جدّ پدرى ، زيرا كه جدّ مادرى ولايت ندارد . ( 4 ) . صدر : در ولى اجبارى نبودن مفسده شرط است رعايت صرفه احوط خواهد بود . و اللّه العالم . حائرى : ترك نشود . ( 5 ) . صدر ، حائرى : يعنى فضولى است . ( 6 ) . صدر ، حائرى : احوط استيذان از حاكم است نيز در اين صورت و از ولى در صورت آتيه . ( 7 ) . طباطبايى : ولايت داشتن ايشان در اين صورت نيز خالى از قوّت نيست ، لكن مراعات احتياط به استيذان از حاكم ترك نشود .