آن مال خود را با جميع منفعتها و زيادتىها كه از او در اين مدّت حاصل شده است مىگيرد ، مثل اينكه اگر مال او گوسفند بوده است و آن گوسفند باقى است ، اصل آن گوسفند را از او مىگيرد ، با اولاد و پشم و شير و مويى كه از او حاصل شده است در اين مدّت . و اگر مال او خانه يا چاروايى بوده است ، اصل آن خانه و چاروا را از او مىگيرد ، با وجه اجرت المثل اين خانه و چاروا .
و هرگاه چيزى از زيادتى و منفعتى كه حاصل شده است در اين مدّت تلف شده باشد ، اگر « مثلى » باشد ، يعنى اجزاء متساويهء او در قيمت ، مثل يكديگر باشند ، مانند شير و روغن كه قيمت يك من روغن بعينه مساوى قيمت يك من ديگر است از آن روغن و همچنين شير و ساير مثليّات ، نحو جو و گندم و عدس و ماش و غيرها ، در اين صورت مثل او را از خريدار مىگيرد ، هرگاه مثل او باشد و هرگاه مثل او در آن وقت دست به هم ندهد ، قيمت او را مىگيرد .
و هرگاه آنچه تلف شده است مثلى نباشد ، بلكه « قيمى » باشد ، مثل بزغاله يا برّه ، باز قيمت او را مىگيرد .
و هرگاه قيمت آن [ مال ] تلف شده در مدّتى كه در پيش خريدار بوده است مختلف بوده است ، يعنى بعض اوقات كمتر بوده است و بعضى اوقات بيشتر ، شهيد ثانى رحمه اللّه « 1 » فرموده است كه اگر زيادتى قيمت و نقصان او به سبب بازار بوده است ، يعنى آن جنس تلف شده بعضى از اوقاتى كه در نزد خريدار بود ، ميان مردم قيمت او زيادتر بود و بعضى اوقات كمتر ، در اين صورت معتبر ، قيمت روزى است كه تلف شده است « 2 » ؛ يعنى بايد ديد كه آن روزى كه تلف شده است قيمت او در آن روز چقدر بوده است ، آن قيمت را مىگيرد . و اگر زيادتى و نقصان به سبب بازار نبوده است ، بلكه به سبب آن بوده است كه آن مال تلف شده ، مثلا يك مرتبه لاغر بوده است و
هامش
( 1 ) . مسالك الأفهام 3 : 160 .
( 2 ) . طباطبايى : بعيد نيست كه مناط ، قيمت يوم الاداء باشد ، بلكه خالى از قوّت نيست و اگر مراعات احتياط شود بهتر است ، بلكه مراعات نسبت به اعلى القيم من حين القبض الى يوم الأداء .
حائرى : و اولى مراعات احتياط است به دادن اعلى القيم از حين قبض تا زمان تلف و احوط از آن تا زمان اداء .