نقره مىتواند يك اشرفى و هزار مثقال نقره را به دو هزار مثقال نقره بفروشد ، و اين يك طريقهاى است كه كسى خواسته باشد از ربا بگريزد و مرتكب ربا نشود ، بايد چنين كند .
مسألهء بيست و چهارم : بعضى از علماء بر آنند كه ربا همين در خريدوفروش است و در ساير مواضع نيست .
و بعضى از محققين بر آنند كه در معاوضه ربا جارى مىشود . مثل اينكه هرگاه كسى جنسى كه در او ربا باشد - يعنى مكيل و موزون باشد - با همان جنس معاوضه كند با زيادتى ، ربا خواهد بود ، و اگر چه به صيغهء خريدوفروش نباشد ، بلكه به صيغهء معاوضه باشد .
و همچنين بعضى در صلح هم گفتهاند كه ربا جارى است . مثل اينكه كسى مصالحه كند جنسى را كه در او ربا باشد به همان جنس ، به زيادتى و نقصان . مثل اينكه كسى بيست خروار گندم را به ده خروار گندم صلح كند ، يا بيست من ابريشم را به پنج من ابريشم صلح كند ، يا اينكه كسى جنسى كه در او ربا باشد - مثل گندم يا جو يا ابريشم يا طلا يا نقره و ساير آنچه مكيل و موزون است - از شخصى طلب داشته باشد كه بعد از مدّت معيّنى به او بدهد ، جايز نيست كه صلح كند كه پيش از آن مدّت ، آن جنس را بدون زيادتى و نقصان يا با زيادتى بگيرد ، مثل اينكه هرگاه كسى بيست من ابريشم طلب داشته باشد از شخصى كه بعد از يك ماه به او بدهد ، جايز نيست كه پيش از تمام شدن يك ماه مصالحه كند كه باز بيست من ابريشم را بگيرد ، يا بيست و يك من ؛ زيرا كه در همهء « 1 » اين صورتها ربا لازم مىآيد .
و همچنين است حكم ، در مصالحه نمودن در ساير اجناسى كه در آنها ربا جارى باشد و اگر چه مشهور ميان علماء آن است كه در اين صورتهاى مذكوره ربا نيست ، امّا دليل جماعتى كه گفتهاند ربا هست قوّت دارد ، پس بايد احتياط به عمل آورد .
مسألهء بيست و پنجم : هر جنسى كه در او ربا باشد ، خوب و بد و شكسته و درست او يك جنس است .
هامش
( 1 ) . ب : « تمام » .