و بالجمله ، هر چه مكيل يا موزون باشد ، جايز نيست فروختن خشك او به تر از او مطلقا ؛ يعنى خواه مساوى باشند و خواه يك كدام زيادتر باشند .
مسألهء بيست و يكم : ظاهر اين است كه فروختن كنجد به روغن او و بزرك « 1 » به روغن او ، با تساوى مانعى نداشته باشد ،
امّا با زيادتى جايز نيست . و بعضى مطلقا جايز ندانستهاند و اول اصحّ است .
و فروختن هر چيزى به روغن او ، با تساوى جايز است و با زيادتى جايز نيست .
مسألهء بيست و دوم : جايز نيست « 2 » فروختن گوشت حيوانى به همان حيوان ،
مثل فروختن گوشت گوسفند به گوسفند و گوشت گاو به گاو . و جايز است فروختن گوشت حيوانى به غير آن حيوان ، مثل فروختن گوشت گوسفند به گاو و بالعكس .
مسألهء بيست و سيم : جايز است فروختن بيست مثقال طلا و بيست مثقال نقره به چهل مثقال طلا و چهل مثقال نقره ،
و ربائى لازم نخواهد آمد ؛ زيرا كه بيست مثقال طلا در مقابل چهل مثقال نقره و بيست مثقال نقره در مقابل چهل مثقال طلا خواهد بود .
و همچنين جايز است فروختن بيست مثقال طلا با پارچه يا با جنسى ديگر ، به چهل مثقال يا پنجاه مثقال طلا يا نقره . و در اين صورتها هيچ ربايى لازم نمىآيد ، به اعتبار اينكه هر يك از اين جنسها در مقابل جنسى ديگر مىافتد .
و همچنين جايز است فروختن ده من شكر - مثلا - و بيست مثقال طلا يا نقره به بيست من شكر ، يا به چهل مثقال طلا يا نقره .
و بالجمله ، هر جنسى كه مكيل يا موزون باشد كه در او ربا باشد ، هرگاه جنسى ديگر با او ضمّ شود و چيزى باشد كه وقعى داشته باشد و قدرى معتدّ به باشد ، جايز است فروختن آن « 3 » به ازيد از آن ، بلكه اگر كسى يك اشرفى را ضمّ كند به هزار مثقال
هامش
( 1 ) . تخم كتان .
( 2 ) . طباطبايى ، حائرى : بنابر احوط ، لكن معلوم نيست كه از جهت ربا باشد و لذا با مساوات هم محلّ اشكال است ، با اينكه حيوان اگر زنده باشد موزون نيست ، بلكه در مذبوح نيز گاهى موزون نيست .
( 3 ) . ب : - « آن » .