شترى را چند روز شير ايشان را ندوشد تا شير در پستان ايشان جمع شود و بعد از آن او را بفروشد تا خريدار گمان كند كه هر روز اين قدر شير از او به عمل مىآيد و به اين سبب فريب بخورد و او را گران بخرد ، پس بعد از آنكه بر او معلوم شود كه فروشنده تدليس كرده است اختيار فسخ دارد و مىتواند معامله را فسخ كند ، بىارش .
و طريق دانستن اينكه فروشنده تدليس نموده است دو نحو است :
يكى : اينكه خريدار او را سه روز آزمايش كند و او را بدوشد ، پس هرگاه در اين سه روز شير او در همهء وقتهاى دوشيدن ، به حسب عادت آن وقت و آن مكان مساوى باشد با دوشيدنى كه در پيش فروشنده جمع شده بود ، در اين صورت معلوم مىشود كه فروشنده تدليس نكرده است و اگر دوشيدنهاى بعد كمتر از دوشيدنى باشد كه در پيش فروشنده جمع شده بود ، در اين صورت معلوم مىشود كه فروشنده تصريه كرده است و خريدار مىتواند بعد از سه روز « 1 » بلافاصله آن خريدوفروش را فسخ كند و هرگاه بلافاصله فسخ نكند ، ديگر نمىتواند .
دوم : اينكه بعد از صيغهء خريدوفروش و پيش از گذشتن سه روز ، فروشنده اقرار كند كه من تدليس كردهام ، يا بيّنه اقامه شود بر اينكه فروشنده تدليس كرده است و « 2 » در اين صورت خريدار اختيار دارد كه در عرض مدّت سه روز هر وقت كه خواهد فسخ كند ، به شرطى كه تصرّف نكرده باشد و به شرطى كه دوشيدنهاى بعد كمتر باشند از دوشيدنى كه شير او در نزد فروشنده جمع شده بود . امّا هرگاه از جانب اللّه اتّفاق افتد كه دوشيدنهاى بعد مساوى باشند با دوشيدنى كه شير او در نزد فروشنده جمع شده بود يا بيشتر باشد ، در اين صورت حق اين است كه خريدار خيار ندارد « 3 » هر چند فروشنده خود اقرار كند كه تدليس كردهام ، يا بيّنه اقامه شود .
و همچنين است حكم ، هرگاه كسى چيزى بخرد و عيبدار باشد و خريدار مطّلع
هامش
( 1 ) . حائرى : احوط عدم تأخير فسخ است از سه روز .
( 2 ) . در نسخهها چنين است ، اما ظاهرا « و » زيادى است .
( 3 ) . ب : « اختيار ندارد » .