قيمت مىكنند ، كه در اين صورت خريدار بايد تفاوتى كه ميان قيمت بىعيب و عيبدار است بگيرد ؛ زيرا كه هرگاه خريدار جنسى را بخرد به پنجاه اشرفى و بعد از آن معلوم شود كه عيبدار است و اهل خبرت بىعيب او را قيمت كنند ، قيمت او پنجاه اشرفى باشد و عيبدار او را قيمت كنند ، قيمت او بيست و پنج اشرفى باشد ، در اين صورت خريدار مستحقّ است كه تفاوت ميان اين دو قيمت كه بيست و پنج اشرفى است ، پس بگيرد و اين صحيح است . و چونكه اكثر اين است كه قيمتى كه خريدار به فروشنده داده است مساوى است با قيمتى كه بعد از آن ، اهل خبرت آن جنس را قيمت مىكنند در صورتى كه بىعيب باشد ، به اين سبب بعضى از علماء مطلقا گفتهاند كه : ارش عبارت است از تفاوت ميان قيمت بىعيب و عيبدار .
و اللّه يعلم .
و در اينجا هفده مسأله است كه بايد اشاره به آنها شود تا واضح باشد .
مسألهء اولى : هرگاه اهل خبرت در قيمت اختلاف كنند ،
يعنى بعضى بيشتر قيمت كنند و بعضى كمتر قيمت « 1 » كنند ، در اين صورت بايد قيمت متوسط « 2 » گرفته شود .
و مراد به قيمت متوسط قيمتى است كه انتزاع از مجموع قيمتها بشود ؛ يعنى بايد نسبت قيمت متوسّط به مجموع قيمتها ، مثل نسبت يكى باشد به عدد آن قيمتها كه اهل خبرت نمودهاند ؛ يعنى اگر آن جنس را دو قيمت كرده باشند ، بايد قيمتها را با هم جمع نموده و نصف آن مجموع را گرفت و نصف مجموع ، قيمت متوسّط است ؛ زيرا كه نسبت نصف به « 3 » مجموع ، مثل نسبت « يكى » است به « دو » كه عدد قيمتها است . مثلا هرگاه آن جنس را يكى از اهل خبرت هفت هزار دينار قيمت كند و ديگرى پنج هزار دينار قيمت كند ، بايد نصف مجموع را گرفت و نصف مجموع شش
هامش
( 1 ) . ب : - « قيمت » .
( 2 ) . طباطبايى ، حائرى : اقوى و اظهر نسبت دادن معيب در هر تقويمى است به صحيح آن و جمع تفاوتها و اخذ نصف مجموع يا ثلث آن و هكذا به حسب عدد مقوّمين ، چنانچه طريقهء منسوبهء به شهيد است [ مسالك الأفهام 3 : 300 ] و اين با ما فى المتن كه طريقهء مشهور است ، گاهى متّحد است و گاهى تفاوت مىكند به زياده يا نقصان .
( 3 ) . ب : « آن » بجاى « به » .