نصف او هفت هزار و پانصد دينار مىشود و اين قيمت واقعى عيبدار است . پس قيمت واقعى بىعيب يك تومان است و قيمت واقعى عيبدار هفت هزار و پانصد دينار است ، و تفاوت ميان اين دو قيمت پنجاه شاهى است .
پس طريقهء ارش گرفتن - همچنان چه مذكور شد - آن است كه اين تفاوت را ببينيم چند است و چند يك قيمت بىعيب است . پس در اينجا چونكه قيمت بىعيب يك تومان بود ، پنجاه شاهى ربع او مىشود ، بايد ربع قيمت را برگرداند و خريدار او را از فروشنده پس بگيرد . و چون قيمت را فرض كرديم كه دوازده هزار دينار بود ، پس ربع او سه هزار دينار مىشود و اين سه هزار دينار ارش است كه بايد خريدار از فروشنده پس بگيرد .
و در صورتى كه اهل خبرت اختلاف در قيمت بىعيب و عيبدار بكنند ، به نحوى ديگر هم مىتوان ارش گرفت كه آسانتر است ، به اين نحو كه تفاوت ميان مجموع دو قيمت بىعيب و مجموع دو قيمت عيبدار بگيريم و ببينيم كه آن تفاوت چند يك مجموع دو قيمت بىعيب و مجموع دو قيمت با عيب است ، آنچه باشد ، همان قدر از قيمتى كه خريدار به فروشنده داده است [ را ] برگردانيم و آن ارش است . مثلا در مثال مذكور ، مجموع دو قيمت بىعيب دو تومان بود - زيرا كه يكى آن جنس را در صورتى كه بىعيب باشد دوازده هزار دينار قيمت نمود و ديگرى هشت هزار دينار و مجموع آنها دو تومان مىشود - و مجموع دو قيمت عيبدار پانزده هزار مىشود - زيرا كه يكى عيبدار او را يك تومان قيمت نموده و ديگرى پنج هزار دينار و مجموع آنها پانزده هزار دينار مىشود - پس تفاوت ميان دو تومان و پانزده هزار دينار گرفتيم ، پنج هزار دينار بود ، او را نسبت داديم به دو تومان كه مجموع دو قيمت بىعيب است ، ربع او بود ، پس ربع قيمتى كه خريدار به فروشنده داده بود برگردانيديم و چون قيمتى كه خريدار به فروشنده داده بود در مثال مذكور دوازده هزار دينار بود ، پس ربع او سه هزار دينار مىشود و اين ارش است .
و در صورتى كه اهل خبرت در قيمت بىعيب و عيبدار - هر دو - اختلاف كنند و اهل خبرت بر سه قول اختلاف كنند ، پس در اين صورت طريق گرفتن ارش آن
أنيس التجار ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٤١