استفاده كنى .
«
وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ
- و يار مصاحب . » غريبى كه مال خود را از دست داده است بر ما است كه او را مهمان كنيم و يارىاش نماييم تا به شهر خود بازگردد . اسيرانى كه در جنگ به دست ما مىافتند بايد در حقشان نيكى كنيم و نبايد به همين بهانه كه ما فرادست ايشان هستيم بر آنان فخر بفروشيم .
«
وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً
- و مسافر رهگذر و بندگان خود . هر آينه خداوند متكبران و فخرفروشان را دوست ندارد . »
بخل بيمارى توانگران
[ 37 ] كوه سرفراز ، سيل با شدّت و قوّت تمام ، از آن فرو مىغلتد بىآنكه صخرههاى سخت آن از قوت يا غرش سيل متأثر شوند .
همچنين است مؤمن ، كه احسان / 80 از همهء جوانب زندگى او همانند سيل جارى است بىآنكه خم به ابرو بياورد .
مؤمن بر فقراء فخر نمىفروشد و در همان حال اجازت نمىدهد كه اغنياء هم بر او برترى جويند . در برابر رجال علم سر تسليم و خضوع فرو نمىآورد ولى خود را از علم آنان نيز محروم نمىكند . مؤمن به فقير و غنى يكسان احسان خويش ارزانى مىدارد .
اما توانگرانى كه بخواهند قدرت و سلطهء خويش را بر آنان تحميل كنند مؤمن بر آنان برمىآشوبد . مؤمن هرگز در برابر دارايى آنان خضوع نمىكند و از عقابشان هم بيمى به دل راه نمىدهد .
ولى از آن جهت كه اغلب توانگران در حق ناتوانان و بينوايان به اشكال مختلف اعمال قدرت مىكنند قرآن در جنبههاى منفى اين طبقه سخن آغاز مىكند تا آنان را از چشم مردم بيفكند ، مگر آنكه ملتزم به شروطى باشند چون اطاعت