فقير يا مسكين به حساب نياورند كه تنها نيازمند كمك مادى است ، بلكه بايد يتيم را مورد رحمت و عطوفت خويش قرار دهند آن سان كه گويى يكى از خويشاوندان نزديك است و به همين جهت در اين آيه او را از مساكين جدا كرده است .
در مرحلهء سوم نوبت به مسكين مىرسد و آن كسى است كه فقر زمينگيرش كرده است بايد هم چنان كه از روى رضا و رغبت در حق والدين احسان مىكنى به يتيم هم احسان كنى و او را به ديدهء يك توانگر بنگرى و ميان احسان به توانگر و يتيم فرقى قايل نشوى .
مرحله چهارم همسايهء نزديك است ، و همسايهء ديوار به ديوار . رابطه ميان همسايگان - كه غالبا ميانشان نزديكى ، دير ساله است - چون بر مبناى نيكخواهى و احسان باشد ، همكارى و همفكرى ميان ايشان امرى سهل و ساده خواهد بود .
آن گاه اين مجموعه در درون اجتماع به صورت يك نيروى سازنده اظهار وجود خواهد كرد .
/ 79 جامعهء اسلامى به خاطر استوار شدن ريشههاى همكارى و تعاون در نفوس افراد خود و تبديل خود به يك صخرهء استوار مقاوم در برابر انحرافات از همه علاقات و روابط طبيعى چون خويشاوندى و همسايگى و غير آن سود مىبرد . ولى در همه حال بايد از لوث هر گونه ناپاكى مبرّا باشد .
«
وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ
- همسايهء خويشاوند و همسايهء بيگانه . » در معنى الجار الجنب بعضى همسايهء ديوار به ديوار نوشتهاند . آن گاه نوبت رفاقت مىرسد چه در راه ، چه در مدرسه يا در كار . اين نيز چارچوب خوبى است براى همكارى و همدستى سازنده . جز آنكه عواملى چون حب ذات و بخل و حرص كه موانعى در راه تعاون هستند ، راه پيشرفت آن را مىگيرند . اسلام از طريق احسان اين موانع را از ميان برداشته است .
پس هنگامى كه تو به همسايه يا همكار و همشاگرديت نيكى كنى محبت او را به خود جلب كردهاى و مىتوانى در راه تعاون سازندهء اجتماعى از اين محبت