بىاراده تبديل شدهاند .
اما كسانى كه به پدران خود احسان مىكنند بدون اينكه كوركورانه مطيع فرمانهاى آنان باشند و به آنان انفاق مىكنند بىآنكه از حريت خويش به يك سو شوند اينان به اصالت خويش تحقق مىبخشند ، و حرّيت خود به اثبات مىرسانند و از استقلال خود بهرهمند مىشوند .
از اينجاست كه خداى تعالى عبادت و احسان را در اين آيه قرين هم قرار داده و گفته است كه :
«
وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
خداى را بپرستيد و هيچ چيز شريك او مسازيد و با پدر و مادر نيكى كنيد . » / 78 بنا بر اين آنچه از آن خداوند است عبادت و اطاعت اوست و آنچه از آن پدر و مادر و ديگر افراد اجتماع است ، احسان است .
«
وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ
- و به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان . » « ذى القربا » يعنى خويشاوندان ، و مراد كسانى هستند كه آدمى با آنان در خانواده يا عشيره واحد شريك است . تو بايد به آنان احسان كنى خواه غنى باشند يا فقير ولى بدون اينكه آنها را بندهء خود كنى و اين بدان معنى است كه نبايد راه خود با راه آنان يكى كنى و سرنوشت خويش به سرنوشت آنان پيوند زنى ، بدون اينكه از خود استقلال فكرى نشان دهى . كه اين جاهليت است و شرك است و نيز نبايد تأييد تو از خويشاوندان مخالف نظام اسلامى باشد يا آنان را بر ضد مظلومان يارى رسانى و از عقيده و روش باطل ايشان دفاع كنى آن سان جاهليين امروز در اجتماعات فاسد ما معمول مىدارند .
نظام عشايرى در جامعه اسلامى مطلوب است به شرط آنكه چهارچوبى براى همكارى سازنده و تأثير متقابل فكرى و اجتماعى باشد ، نه وسيله تعصبات قومى و پايمال كردن حقوق مردم و تجاوز از ارزشهاى دينى .
پس از خويشاوندان نوبت به يتيم مىرسد . بر افراد جامعه است كه يتيم را