«
إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
- كه دانا به غيبها تو هستى . » بنا بر اين : اگر فرضا پيامبران را فريب دهيم و در رو به روى آنها از روى دروغ و نفاق تظاهر به ايمان كنيم ، آنها هم سكوت كنند ، نبايد پنداريم كه چهرهء حقيقت را فروپوشيدهايم . نه ، خداست كه به غيبها آگاه است و او به زودى ما را محاكمه مىكند .
[ 110 ] اين داستان عيسى با خداست بنگر به عنوان يك شاهد بر قوم خود چگونه از خدا سؤال مىكند و چگونه باطل بودن ادعاهاى قومش را آشكار مىسازد و از آنها مىپرسد كه آيا او گفته است كه او را به جاى خدا بپرستند .
«
إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا
- خدا به عيسى بن مريم گفت : نعمتى را كه به تو و مادرت ارزانى داشتهام ياد كن آن زمان كه به روح القدس ياريت كردم تا تو چه در گهواره و چه در بزرگسالى با مردم سخن گويى . » اينها نعم پروردگار است به عيسى كه اگر اين نعمتها نبود عيسى ، عيسى نبود . روح القدس روحى است كه صاحبش را از گناه حفظ مىكند و خداوند رسولان ( ص ) و امامان ( ع ) را به روح القدس يارى مىرساند . و آن مهمترين نعمتى است كه خدا به بندهاى از بندگانش عطا مىكند و چون مرتكب خطايى نمىشود ، نادانان پندارند كه او پسر خداست . يا پسرى است كه روحى از ذات بارى سبحانه و تعالى در او حلول كرده است . . . نه هرگز چنين نيست .
خدا است كه عيسى را به اين روح يارى كرده و اگر نمىبود عيسى در ورطهء لغزشها گرفتار مىآمد ، هم چنان كه / 495 مردم ديگر بدين گونهاند . مثلا خدا يونس بن متّى را واداشت كه لحظاتى - آن هم از روى حكمت بالغه خود - در انديشهء خود باشد و قومش را نفرين كند . خداى تعالى او را به كيفر اين لغزش ( كه مسلما به مرتبهء گناه نرسيده بود ) در شكم ماهى حبس كرد . و همچنين معجزهء ظاهرى عيسى يعنى سخن گفتنش در گهواره دليل الوهيت او نيست بلكه دليل عبوديت اوست