از آن بترسند كه پس از شهادت دو شاهد حقيقت آشكار شود و رسوا گردند . بطور كلى شهادت راه رسيدن انسان به علم و آگاهى است ولى نياز به تقوى دارد و نياز به استماع ، از طرف كسى كه شهادتها را مىشنود در اين حال تقوى مستمع شهادت را از پيشداورى يا حكم در قضيهاى بدون دليل بازمىدارد . همچنين مانع آن مىشود كه به يكى از دو طرف دعوا ميل كند . يا براى آن كه هر چه زودتر قضيه را فيصله دهد بدون احراز دلايل و شواهد حكم صادر كند .
شنيدن شهادت شرط مادى معرفت حقايق است بعد از وجود شرايط روحى و عقلى و مراد از شرايط روحى و عقلى همان تقواست . از اين رو فرموده است :
/ 489 «
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا
- و از خدا بترسيد و گوش فرا داريد . » سپس به اهميت تقوى در فهم حقايق مىپردازد و مىگويد :
«
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
- و خدا مردم نافرمان را هدايت نمىكند . » اگر انسان در حق ديگران ستم كند ، اين ظلم به منزلهء حجابى جلو چشمانش را مىگيرد و او را از ديدن حق مانع مىآيد . زيرا ظالم هميشه مىخواهد ظلم خود را در برابر مردم توجيه كند تا از فشار و جدان كه عرصه را بر او تنگ كرده و خواب از چشمش گرفته است برهد .
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 109 تا 115 ]
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ( 109 ) إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً