كنند ولى با دشوارى بسيار . بايد عناد و كينهتوزى به يك سو نهند و از انكارشان به درگاه خدا توبه كنند . خدا توبهء آنان را خواهد پذيرفت / 247 و نعمت عقل و نور هدايت را كه از آنان سلب شده بود بازخواهند يافت .
البتّه اين كار سخت است و خطير و جز اندكى بدان اقدام نخواهند نمود .
«
فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
- و جز اندكى ايمان نمىآورند . » وجود اين گروه اندك كه ايمان مىآورند ، دليل است بر سخافت اين عقيده ، كسانى كه « ضلالت را امرى حتمى » مىپندارند . آرى اينان چنين عقيدهاى را پراكندهاند تا براى ضلالت خويش محملى بيابند ؟
داستان مسيح و مادرش
[ 156 ] چگونه اين قوم كافر شدند تا خدا بر دلهايشان مهر برنهاد ؟
ايشان عيسى را انكار كردند و افزون بر اين انكار به مادر او مريم نيز تهمت بزرگى زدند .
«
وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً
- و نيز به سبب كفرشان و آن تهمت بزرگ كه به مريم زدند . » مريم را به زنا متهم كردند تا پيامبرشان عيسى را در نظر مردم خفيف كنند و مىدانستند كه آن تهمتى بزرگ و در عين حال باطل است .
[ 157 ] و نيز براى آنكه شخصيت عيسى را فروكاهند و او را در نظر مردم بىارج سازند و در پى آن رسالتش را نفى كنند ، گفتند كه ما عيسى را كشتيم و اين سخن بدروغ مىگفتند . آنها مرد ديگرى را كه به عيسى شباهت داشت كشته بودند .
«
وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ
- و نيز بدان سبب كه گفتند ما مسيح پسر مريم پيامبر خدا را كشتيم . » قرآن نام مسيح را به بزرگى ياد مىكند و او را مسيح پسر مريم و پيامبر خدا مىخواند تا با تصميم يهود در باب فرو كاستن از شخصيّت او مقابله كند .