تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
داشتيم . » / 245 خداوند با اين حجت توانست ريشهء گوساله‌پرستى را از دل آنان بركند . بسيارى از داعيان و مبلغان اين آيين را بكشت و وحدت فكرى بنى اسراييل را تضمين نمود . [ 154 ] مثلى ديگر باز هم از وقايع بنى اسرائيل . خداوند قطعه‌اى از كوه را جدا نمود و بر فراز سرشان بداشت و تهديد به مرگشان نمود . تا پيمان تازه گردانيدند . سپس فرمان داده شد كه به شهر اندر آيند ولى در حالى كه خدا را سجود مىكنند نه گردن افراشته و متكبر و نه به طمع مال و منال . پس براى زندگىشان نظمى نهاد و فرمان داد كه در روزهاى شنبه صيد نكنند و از آنان پيمانهاى سخت گرفت . آيا بنى اسراييل به پيمانهاى خود وقعى نهادند ؟ هرگز . «
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ
- و به خاطر پيمانى كه با آنها بسته بوديم كوه طور را بر فراز سرشان بداشتيم . » يعنى كوه را بالاى سرشان برديم تا به عهد و پيمان خود خستو شوند و پايبند . «
وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
- و گفتيم كه سجده‌كنان از آن در داخل شويد . » اين در ، همان درى بود كه پس از آنكه از بدويت و بيابان‌گردى خسته شده بودند و از خدا خواستند آنان را به شهر برساند و از كشته‌ها و محصولات زمين روزى دهد ، بر رويشان گشوده شده بود . «
وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ
- و گفتيم كه در روز شنبه تجاوز نكنيد . » يعنى در آن روز از مقررات و حدود خداوند درمگذريد . «
وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
- و از ايشان پيمانى سخت گرفتيم . » [ 155 ] ولى چرا پيمان گسستند ؟ چرا آيات خدا را انكار كردند ؟ چرا پيامبران را كشتند ؟ و از متابعت حق دور شدند و چنان نمودند كه دريچه‌هاى دلهايشان فروبسته است و نتوانند اين حقايق را در خود جاى دهند ؟ آيا همه اينها به