موسى عليه السلام بر آنها مبعوث شد و آنچه در طلب آن بودند برايشان بياورد ولى طولى نكشيد كه از او خواهشى ديگر كردند و آن هم خواهشى برآورده ناشدنى ، گفتند : خدا را به ما بنماى ! آيا مىتوان خدا را به چشم ديد ؟ آنها از موسى مىخواستند كه خدا را به آنها نشان دهد تا ايمان بياورند .
«
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ
- اهل كتاب از تو مىخواهند كه بر ايشان كتابى از آسمان نازل كنى اينان بزرگتر از اين را از موسى طلب كردند و گفتند : خدا را آشكارا به ما بنماى . به سبب اين سخن كفرآميزشان صاعقه آنان را فروگرفت . » صاعقهاى آمد و همه را يكسره نابود نمود ، سپس بار ديگر خداوند آنان را زنده نمود . سؤال اين است كه چرا پس از اين سؤال سخيف و بى جا گرفتار صاعقه شدند ؟
جواب اين است كه آنان زين پيش به خود و مردم ستم مىكردند و اين سؤال پردهاى بود روى ظلمشان . يا بدين جهت كه اين خواهش دليل آن بود كه به خدا كافر شدهاند و ارزشهاى خدايى را انكار مىكنند .
خداوند پيش از اين معجزاتى براى آنها مقرر داشته بود . از دريا گذشته بودند و دريا برايشان شكافته شده بود همانند جادهاى خشك و دشمن ايشان فرعون را غرق كرده بود .
خداوند برايشان منّ و سلوى فرو فرستاده بود و تخته سنگها را شكافته بود تا چشمهها از آن بجوشند و آب گوارا بنوشند . با اين همه گوساله پرستيدند . آيا اين دليل آن نيست كه آنان را انگيزهء گرايش به كفر نيرومند شده بود ؟
«
ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً
- پس از آنكه معجزههايى برايشان آمده بود ، گوسالهاى را به خدايى گرفتند و ما آنان را بخشيديم و موسى را حجتى آشكار ، ارزانى