/ 248 «
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
- و حال آنكه مسيح را نكشتند و بردار نكردند ، بلكه امر برايشان مشتبه شد . » آنان كس ديگر را كشتند و پنداشتند كه عيسى را كشتهاند . عيسى را خداوند زنده به آسمان برده بود .
«
وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ
- هر آينه آنان كه دربارهء او اختلاف مىكردند خود در ترديد بودند . » مجرد اختلاف در كيفيت قتل او دليل است كه در قتل او يقين نداشتند و گرنه كشتن شخصيت بزرگى چون عيسى محال است كه موجب شك و ترديد شود .
«
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ
- به آن يقين نداشتند . تنها پيرو گمان خود بودند . » اين گمان چيزى بود كه پس از غايب شدن عيسى پديد آمد . برخى پنداشتند كه او را كشتهاند و برخى پنداشتند كه او را بردار كردهاند .
«
وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً
- و عيسى را بيقين نكشته بودند . » [ 158 ] خداوند عيسى را به نزد خود بازگردانيد ، او را به آسمان برد . در حالى كه زنده است و روزى خود مىخورد . خدا به عزت خود قادر است . به مقتضاى حكمت خود پس از اينكه رسالت خويش بگزارد و وظيفهاش را انجام داد او را به آسمان برد .
«
بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
- بلكه خداوند او را به نزد خود فرا برد كه خدا پيروزمند و حكيم است . »
چه وقت ايمان مىآورند ؟
[ 159 ] اينان كه با كتابهاى آسمانى آشنايند مىدانند كه عيسى جز پيامبرى از سوى خدا نبوده است . و اگر در آن ترديد مىورزند گاه هدف اين ترديد جز مصالح شخصى آنهاست . يا عامل اين ترديد تنگنظرى / 249 است يا حسد و يا تكبر و چون حجابهاى شبهت از روى ديدگانشان برافتد يا مصالح شخصى را به يك سو