احتياط را مىگرفته و به شاگردانش نيز اجازه خواندن آن را در محضرش نمىداده است . شايد اين گونه حساسيت به وضع تحصيل و مواد آموزشى از طرف زعيم حوزه در تاريخ حوزههاى شيعه بىسابقه باشد .
بهتر است اين مطلب را از زبان ارباب تراجم ملاحظه كنيم :
صاحب رياض العلماء مىنويسد : و سمعنا من الشيوخ انه حين كان يقرء الشيخ حسن و السيد محمد كتاب شرح المختصر كان يسقط فى البين كل مسألة لا مدخلية لها فى الدين باعتقاده احتياطا و لم يرخصهما ان يقرءاها عليه ، و يتجاوزان عن ذلك الموضع الى مسألة اخرى نافعة . « 1 » يعنى ما از اساتيد خود شنيديم كه وقتى شيخ حسن و سيد محمد در نزد محقق اردبيلى مشغول خواندن كتاب شرح مختصر عضدى بودند محقق اردبيلى از اين كتاب هرآنچه را كه به اعتقاد خودش دخلى در دين نداشت از روى احتياط حذف مىنمود و به آن دو شاگرد نيز اجازه نمىداد آن مواضع را بر وى قرائت نمايند آنها نيز به تبعيت از استاد آن مسألهء بىفائده را ترك كرده و به خواندن مسأله ديگرى كه نافع بود مشغول مىشدند . اين سيرهء حسنه علاوه بر اينكه دقتنظر محقق را در انتخاب مواد آموزشى طلاب مىرساند همچنين بيانگر فهم صحيح و دقيق و جامع او از معنى و مفهوم تقوا و احتياط است . اين نكته بايد در بحث از مقام معنوى محقق اردبيلى تبيين شود .
خوانسارى در روضات ، بنقل از حدائق المقربين خاتونآبادى مىنويسد :
هنگامى كه صاحب معالم و صاحب مدارك وارد نجف شده و به حضور محقق اردبيلى رسيدند درخواست كردند تا مطالبى را كه در اجتهاد دخالت دارد به آنان بياموزد محقق پذيرفت و نخست مقدارى از فن منطق و اشكال ضرورى آن را به آنها تعليم داد . سپس به آنها دستور داد تا اصول فقه بخوانند و در اين خصوص فرمود : بهترين كتابى كه در رشتهء اصول نوشته شده است كتاب شرح عميدى
هامش
( 1 ) . رياض العلماء 1 / 56 .