« بعض تلامذة الشهيد الثانى » از او ياد كردهاند . هرچند بعضى از معاصرين از جملهء : « و له الرواية عن السيد على الصائغ الذى هو من كبار تلامذة الشهيد الثانى » كه آن را اكثر اهل تراجم ذكر كردهاند استفاده كرده كه بطور قطع و يقين مراد از اين بعض ، سيد على صائغ عاملى جزينى « 1 » است . ولى اين برداشت خالى از تأمل نيست چرا كه اجازهء روايت مساوى با تلمذ نيست . و لذا احدى از ارباب كتب تراجم قرائت محقق اردبيلى را نزد سيد ذكر نكردهاند .
در هر صورت اين سيد از برجستهترين و مقربترين شاگردان شهيد ثانى بوده ، و از شاگردان كمنظيرش مثل صاحب معالم و صاحب مدارك معلوم مىشود كه از ذهنى وقّاد و خبرويّتى سرشار برخوردار بوده است .
شيخ على بن محمد حسن بن زين الدين ، حفيد شهيد ثانى در كتاب « الدّر المنثور » مىنويسد :
شهيد ثانى را اعتقاد تام به مرحوم سيد على صائغ بوده ، و از خداوند آرزوى آن داشت كه او را فرزندى كرامت كند كه معلم و مربى او سيد على صائغ باشد . پس خداوند آرزوى او را روا نمود و شيخ حسن را به او كرامت فرمود و او با سيد محمد صاحب مدارك نزد سيد على ، اكثر علومى را كه وى از شهيد ثانى استفاده كرده بود از معقول و منقول و فروع و اصول و عربيت و رياضى فرا گرفتند .
اساتيد مسلّم و مشخص محقق اردبيلى
1 - جمال الدين محمود
روح عالى و استعداد متعالى و ذوق سرشار و نبوغ پربار محقق اردبيلى مانع از اين بود كه وى به فقه و اصول اكتفاء كند از اينرو براى تحصيل علوم عقلى و فنون فلسفى دنبال فيلسوفى متعمّق و عارفى متضلّع مىگشت بالاخره تفحص و جستجو بوى مراد و مقصدش را از خطهء فارس آورد . آرى فيلسوفى بزرگ از
هامش
( 1 ) . يكى از قريههاى جبل عامل است .