تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
سوى حرم مطهّر علوى مىرود وقتى نزديك درب حرم رسيد من با چشم خود ديدم كه قفل حرم به خودى خود باز شد و ايشان وارد حرم گشته و نزد ضريح مطهّر ايستادند . از آهنگ صدايش فهميدم كه ايشان زيارت نمىخوانند بلكه با كسى صحبت مىكنند ، من كسى را غير از ايشان نديدم و به علّت دورى ، سخنان او را نمىفهميدم بعد از لحظه‌اى از حرم خارج شدند و به طرف مسجد كوفه رهسپار گشتند من هم به دنبال ايشان وارد مسجد شدم . به طرف محراب رفتند آنجا نيز صحبتهايى كردند و بعد از آنجا خارج شدند و به طرف نجف رهسپار گشتند من هم به دنبال او ، در بين راه من بىاختيار سرفه كردم ايشان متوجّه شدند پرسيدند تو كيستى ؟ من كه نمىتوانستم ديگر خود را از او مخفى بدارم گفتم : من امير علام هستم و از اول اين حركت با تو بودم از تو خواهش مىكنم مرا از سر اين ماجرا آگاه كن ! ايشان فرمودند : با يك شرط مىگويم كه قسم ياد كنى تا من زنده هستم با كسى مطرح نكنى . من قسم ياد كردم ، استاد فرمود : هرگاه من در يك مسئله علمى با مشكلى مواجه مىشوم به محضر مولى امير مؤمنان و حضرت ولى عصر « عجل اللّه تعالى فرجه الشريف » در مسجد كوفه مىروم . « 1 »
نزيلك حيث كنت من البلاد * و ضيفك حيث كنت من البلاد

پدر زهد

مقام زهد مقام بسيار بلند و والائى است كه نصيب همگان نگردد . رهروان بايد بىاندازه دقيق باشند ، مراحل و مراتب آن را با كمال دقّت و تأمل و احتياط و با اراده قوى و گامهاى استوار طى نمايند ، از خطر راهزنان فراوان
هامش
( 1 ) روضات الجنّات ج 1 ص 115 و ديگر مدارك .