و اساسىترين ارتباط اجتماعى ايشان را تشكيل مىدهد ، نمىتوان اين رابطه را در يكى دو صفحه بيان كرد چون كار اصلى ايشان بوده و وى سراسر عمر خويش را در مدارس حوزههاى علميه با اصحاب علم و دانش سپرى ساخته است . ارزش آنان را پيش از همه كس مىدانست از درس و بحث و صحبت ايشان لذّت مىبرد . آنچه مىگفتند با جان و دل خريدار بود ، حضورشان را مغتنم مىشمرد ، هنگام مناظره شرط انصاف را كاملا رعايت مىكرد ، نظرات آنان را با ديدهء احترام مىنگريست ، با بودن ايشان خوشحال و از فرقت آنها آزردهخاطر مىگشت ، چنانچه از فراق شيخ الياس ملول و غمگين بودند .
متقابلا علما و طلاب نيز از حضور مقدّس خوشحال و از جدائى او مهموم و ملول بودند ، اساتيد و همبحثىها و شاگردان و حتى ديگران هم احترام خاصى به ايشان قائل بودند ، ايشان هم همگان حتى طلاب مبتدى را مورد اكرام فراوان قرار مىداد . هرگز موجب كوچكترين رنجش خاطر آنان نمىشد هميشه خود را فداى آنان مىكرد ، بطورى كه خوانديد درباره ميرداماد چگونه خودگذشتگى به خرج داد و نظير آن در زندگى ايشان زياد شنيده شده است در جلب رضايت خاطر و ارتباط صميمى و بسيار گرم با اكثريت كوشا بود گرچه ، ملالت و رنجش خاطر فراوانى هم از برخى متحجّرين داشته است كه گاهى مورد قهر و غضب اين دسته قرار مىگرفت .
به لحاظ دارا بودن مقام بس شامخ و نيز فتاواى نادر و نظرات استثنائى فقهى و علمى همواره مورد تهمت و ملامت بودند از قرائن چنين برمىآيد كه ايشان در اين خصوص بسيار رنج مىبردند حتى گاهى در بيش حضرت وليعصر آقا امام زمان « عج » شكايت مىكردند .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 593
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٥٩٣