نمىكرد . عقيده داشت استفاده مناسب از نعمتهاى خداوند در هنگام يسر شكر نعمت محسوب مىشود و همان اندازه كه قناعت به موقع خود محبوب است استفاده به موقع از نعمتها نيز محبوب است . اگر كسى از زهادت و يا ندارى ايشان مطّلع مىشد بىنهايت ناراحت مىگشت .
اين خصوصيات و ديگر خصوصيتها كه ذكر آنها موجب طول كلام مىگردد مقدّس را يك زاهد شايسته و راستين مىگرداند كه بحقّ بايد براى اهل زهد و تقوى سرمشق قرار بگيرد و به حقّ بايد نوشت كه : مقدّس پدر زهد است .
اشتهار در تقدّس
عنوان مقدّس از چه زمانى به مولى احمد بن محمد اردبيلى اطلاق شده و از چه زمانى ايشان با اين عنوان مشهور شدهاند كاملا مشخص نيست امّا هرچه هست به دوران حيات وى برمىگردد . و از رفتار و منش پاك و بىآلايش خود او سرچشمه مىگيرد . و بعيد نيست كه در زمان حيات خود اين لقب را كسب كرده باشند زيرا در هر محفل و انجمنى كه اين مرد پرهيزكار حضور داشت بوى صفا و صداقت قدس و پاكى به مشام مىرسيد كسى نبود كه شرفياب حضور ايشان گشته اما واله و شيداى حركات و گفتار صادقانه و مخلصانهء ايشان نگرديده باشد . در همهچيز و همه امور و همهجا مقدّس و پرهيزكار بود . بديهى است هرگاه كسى با چنين فردى روبرو شود مسلّما با ديدهء قداست به ايشان مىنگرد و بىاختيار با كلمهء مقدّس از او نام مىبرد چنانچه علما و فضلا و ديگر اقشار معاصر و شاگردان ايشان و ديگران تا بهحال چنين برداشتى دارند .
و الأردبيلي من الأعاظم * منه استجاز صاحب المعالم
مقدّس ذو ورع و عفّة * وفاته في الألف الّا السبع