ولى ايشان به جهت رعايت مسائل دينى و تكليف شرعى و به خاطر اينكه سلاطين از نظر دينى ايدهآل نبودند جانب احتياط را انتخاب نموده و رابطهء ميانه با ايشان برقرار مىكرد . از رابطه مقدّس با سلاطين مىتوان ارزش و اعتبار آنها را مشخّص نمود . به لحاظ اينكه برخى از آنها از سلاطين جور محسوب نمىشدند به مخالفت با ايشان برنيامده بلكه گاهى توصيههايى در حل مشكلات مردم و ديگر مسائل اجتماعى مىنمود . ايشان طى نامهاى به شاه عباس صفوى مىنويسد :
بانى ملك عاريت عباس بدان كه اگر چه اين مرد اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد حقّ سبحانه و تعالى از پارهء از تقصيرات تو بگذرد . كتبه بنده شاه ولايت ؛ احمد اردبيلى
شاه عباس هم در جواب ايشان چنين نوشت :
بهعرض مىرساند عباس كه خدماتى كه فرموده بوديد به جان منّت داشته به تقديم رسانيد اميد كه اين محب را از دعاى خير فراموش نكند .
كتبه : كلب آستان على ، عباس . « 1 »
و نيز نامهاى در جهت اعانت سيدى خطاب به شاه طهماسب نوشته است و وى را با عنوان برادر خطاب كرده است . شاه طهماسب صفوى با ديدن عنوان برادر كه مولى به ايشان داده افتخار مىنمايد و وصيّت مىكند كه نامه مقدّس را هنگام دفن من در زير سرم بگذاريد تا با نكيرين احتجاج نمايم كه من كسى هستم كه مولى احمد اردبيلى مرا برادر خطاب كرده است . « 2 »
3 - رابطهء مقدس با علما
رابطه مقدّس اردبيلى با علما و دانشوران و طلاب علوم دينى بزرگترين
هامش
( 1 ) اعيان الشيعه ج 1 ص 80 .
( 2 ) اعيان الشيعه ج 1 ص 80 .