از هر چيز به موضوع امامت تأكيد مىكنند . در صفحه 557 جلد دوّم كتاب حديقه الشيعه مىنويسد : « پس از رحلت پيامبر خدا رأى مردم مختلف شد چنانچه هواى ايشان مختلف شد و پس از آن به اين سبب مذاهب مختلف و عقايد متنوعه پديد آمد » ايشان با استناد به اقوال علماى سنّى و شيعه نخستين تشتّت آرا و اولين فرقهگرائى در اسلام را از خليفه دوّم و زمان وى مىداند و ظهور كليّه عقايد و فرق گوناگون اعصار بعدى را از آن تفرقه و اختلاف مىداند . « 1 »
محقّق اردبيلى براى بيدارى بيشتر امّت ، طى باب جداگانهاى بهطور مشروح اسامى يكيك فرق و رهبران آنها ، پيدايش ، خط مشى و عملكرد و نيز وجه بطلان آنها را كه خيلى جالب و خواندنى است بيان مىدارد .
امامت
پيدايش فرق مختلف در اسلام ، مقدّس اردبيلى را بىاندازه آزار مىدهد لذا به كليه آنها با ديدهء بدعت مىنگرد و با استناد به حديث مشهور حضرت محمد صلىّ اللّه عليه و آله و سلم كه مىفرمايند : « إذا ظهرت البدع في امّتي فليظهر العالم علمه ، فمن لم يفعل فعليه لعنة اللّه » . يعنى : هرگاه بدعتها در ميان امّت من ظاهر گشت براى هر عالمى واجب است با آن به مبارزه برخيزد و الّا لعنت خدا بر او باد . بحث امامت را بهطور مشروح مطرح كرده كه جلد دوّم كتاب حديقه بارزترين حاصل اين بحث سودمند و با ارزش ايشان است ، خوانندگان عزيز براى اطلاع بيشتر از نظرات مولا در باب امامت به خود كتاب مراجعه فرمايند ما هم به نوبه خود جهت مزيد آگاهى چكيده و خلاصه آن نظرات را
هامش
( 1 ) حديقة الشيعة ج 2 ص 557 .