تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
صفويه رابطه عادى را قطع و تنها اين رابطه را در حدى قرار داد كه دشمنان كهن و قسم خورده اسلام و تشيع از قطع كامل آن بر ضد موجوديت ايران نيرومند آن روز سوء استفاده و اعلام تفرقه نكند . استعمار پير انگليس ، فرانسه ، پرتغال و غير اينها از يكسو و دولت وسيع و مقتدر عثمانى كه با مذهب تشيع ميانه نداشته و آن را مخل قوانين و دين سطحى خود مىديدند همواره در صدد ايجاد بهانه بودند كه اين درخت را از درون و بن قلع و قمع كنند . از اين‌رو مولانا اردبيلى دست به قطع كامل رابطه نيازيد تا باريكه‌اى در حد قضاى حوايج هموطنان و مظلومان برقرار باشد . اما خود شخصا و عملا نه تنها در دربار آن سلاطين حضور بهم نرسانيد بلكه حتى براى زيارت امام هشتم عليه السّلام و ديدار اقربا به ايران سفر ننمود تا بالملازمه به دام اين گونه مسائل ناخوشايند ولى حتمى نيفتد . او صلاح نديد به ايران آمده و تيرگى روابط را جهت تضعيف دولت جعفرى براى دشمنان اصلى و فرعى ابراز دارد . اين روش در مورد دو تلميذ بارع وى نويسنده معالم و مدارك نيز به‌خوبى ملاحظه مىشود ، بدين فرق كه اين دو ايرانى نبوده و از منطقه جبل عامل لبنان ، كه آن زمان « متصرفيه » و حاكمش نماينده عثمانى بوده ، بودند ولى محقق اردبيلى يك ايرانى اصيل محسوب مىگشت طبيعتا از او چشمداشت بيشتر بود به ويژه كه در اواخر عمر سرآمد علماى اماميه عصر و افتخار خطه ايران به شمار مىآمد . اين حزم و كياست و روشن بينى مىرساند كه وى از سياستمداران علماى شيعه بوده و به راستى اين است تقواى سياسى و روش متين و استوار بر مبناى سيرهء ائمه اطهار عليهم السّلام كه در وصفشان مىخوانيم « . . . و انتم ساسة العباد . . . » « 1 » و با منظور داشتن اصل كلى ياد شده انگيزهء رابطهء حادّ يا غير حاد عده‌اى از اكابر علماى اماميه با رژيم‌هاى صفوى و قاجارى و غير اينها روشن گشته و ابهامى نمىماند .
هامش
( 1 ) . قسمتى از زيارت جامعه كبيره معروف است .