ولى مولانا اردبيلى در پنج قرن پيش گوى سبقت ربوده و در تدوين و تدريس اصول فقه همين روش را معمول داشته و همّش اين بود كه تنها مطالب مثمر را بر شاگردان تقرير و تحرير كند .
چنان كه از « معالم » علامه شيخ حسن بن الشهيد كه در حقيقت اختصار تقريرات استاد است پيدا مىباشد چگونه به مطالب لبّى و مبانى پرداخته است و بس . . .
پرداختن به علوم عقلى و فنون فلسفى :
ارسطو فيلسوف و انديشمند نامى يونان ( 384 - 328 ق م ) مىگفت : دوستداران و مخالفان فلسفه هر دو به يك اندازه بايد فلسفه بخوانند تا بدانند چه را دوست و چه را دشمن مىدارند همواره در طول تاريخ و در فرهنگ اسلامى نيز حكمت موافق و مخالف داشته حتى در عصر حاضر وضع چنين است ولى از سنن حوزههاى علمى شيعه پرداختن به حكمت و كلام است .
معمولا به مقدسين نسبت مخالفت با خواندن و مطالعه فلسفه ، و حتى منطق داده مىشود حال آنكه سنت علماى اماميه عملا خلاف اين بوده است . در حقيقت اين اصل بيشتر اعتقاد گروهى از كلاميّون قرون متقدم خصوصا سدههاى چهارم و پنجم هجرى بوده كه ابو حامد غزالى ( 450 - 505 ) « 1 » از قول آنان نقل كرده است كه مىگفتند : « من تمنطق فقد تزندق » ( كسى كه علم منطق بخواند از دين اسلام بيرون شده است ) و خود غزالى با آن تعصب و ايمان كلامى چند كتاب در منطق مىنگارد .
اصولا اگر برخى از علماى اماميه در اين زمينه سخنى فرموده باشند هدفى جز اين ندارند كه نوجوانان و همگونان فكرى آنان كه هنوز از رشد عقيدتى
هامش
( 1 ) . ابو حامد محمد بن محمد غزالى ، حجة الاسلام ، دانشمند شهير دوره سلجوقى . متولد طابران 450 / 1058 م و متوفاى همانجا يا طوس 505 / 1111 م ، در فقه ، حكمت ، كلام و غيره سرآمد بود . اشعرى مسلك و در آخر عمر به تصوف گراييد . از آثار اوست : احياء العلوم ، كيمياى سعادت ، تهافت الفلاسفه ، المنقذ . . . و غير اينها .