اسقاط مىكرد و جا مىانداخت و به آن دو شاگرد خود اجازه نمىداد كه آن قسمت را بر او بخوانند و آنان هم از آن قسمت گذشته و به مسألهء ديگر مىپرداختند . « 1 »
مرحوم علامه سيد محسن امين مىگويند : « چون آن دو نفر وارد عراق شدند ، از اردبيلى خواستند كه درسى مخصوص آن دو قرار دهد و هر جا نظر خاصّى داشت بفرمايد و او اجابت كرد ، لذا آن دو قرائت مىكردند و بسيارى از مسائل ، خوانده مىشد و استاد چيزى نمىفرمود زيرا نظر خاصّى نداشت . طلاب عجم آن دو را استهزاء مىكردند چون روش تحصيلى آن دو ، براى آنان بىسابقه بود و اردبيلى مىفرمود : به زودى اين دو نفر به جبل عامل مىروند و كتابها تصنيف مىكنند و شما از مصنفات آن دو استفاده مىكنيد .
و مطلب همان شد كه آن بزرگوار فرموده بود زيرا شيخ حسن ، معالم را و سيد محمد ، مدارك را تصنيف كردند و چون به عراق رسيد علما از آن دو كتاب استفاده مىكردند . » « 2 »
تلامذهء اردبيلى
از افتخارات اين عالم بزرگ و فقيه گرانقدر آن است كه وى از شاگردان برجسته و تلامذهء بلند پايهاى برخوردار بوده است .
عالم متتبع مرحوم آقا ميرزا عبد الله اصفهانى مىگويد : « از مشايخمان شنيدم كه براى اردبيلى قدّس سرّه ده نفر شاگرد بود كه همهء آنان از فضلا و علما بودند . » « 3 »
اكنون با بعضى از تلامذه اين مجتهد بزرگ و عاليقدر آشنا شويم .
1 - آقاى آقا ميرزا استرابادى : وى بر جماعتى از اعلام ، شاگردى كرده كه از جملهء آنها مولانا احمد اردبيلى است و مرحوم اصفهانى مىگويد : من اين را از
هامش
( 1 ) . رياض العلما و حياض الفضلا ج 1 ص 56
( 2 ) . اعيان الشيعه ج 3 ص 82 .
( 3 ) . رياض العلما ج 1 ص 57 .