على صائغ مجاز بوده است . و اين مىتواند قرينهاى باشد بر اينكه آن سيد بزرگوار استاد ايشان نيز بوده ، خصوصا اگر اجازهء اجتهاد و يا حتى اجازهء روايت و حديث هم باشد كه گواه قوىترى خواهد بود زيرا اين چنين اجازات نوعا خصوصا در زمانهاى قبل ما بين استاد و شاگرد بوده كه استاد به طور كامل از علميت و درايت و تقواى شاگرد خود اطلاع داشته است .
3 - بعضى از شاگردان شهيد ثانى ، حال اگر مقصود از اين عنوان جامع و كلّى همان سيد على صائغ باشد كه خوب ، و اگر غير از آن باشد بايد گفت ايشان از سه استاد بهره گرفته و بر آنها شاگردى كرده است .
قابل ذكر است كه مرحوم اردبيلى در بحث قبله هنگامى كه از دايى محترم خودش و مقام بلند پايهء علمى او سخن مىگويد مىفرمايد : و اكنون آنچه را كه از خدمت ايشان استفاده كردهام ذكر مىكنم . « 1 »
و اين عبارت اشعار دارد بر اينكه مرحوم اردبيلى از محضر آن رجل علمى نيز استفاده كرده و بر او شاگردى نموده است زيرا بعيد به نظر مىآيد كه آن مطالب و تحقيقات را در جلسهاى به صورت تصادفى از او شنيده و استفاده كرده باشد .
و بنابراين ايشان را هم مىتوان در عداد اساتيد و مشايخ مرحوم اردبيلى به شمار آورد .
خلاصه در اين ميان تنها كسى كه از اساتيد اردبيلى مورد تصريح واقع شده همان شخصيت والايى است كه با نام و نشان ، ذكر شده و مرحوم اردبيلى در شيراز بر او شاگردى كرده ، است يعنى مولانا جمال الدين محمود رحمة الله عليه .
فكر و استعداد اردبيلى و كيفيت تحصيل او
مرحوم اردبيلى ، در درس ، با مولا عبد اللّه اليزدى صاحب حاشيه بر تهذيب تفتازانى معروف به حاشيه ملا عبد الله ، و نيز با مولى ميرزا جان باغنوى « 2 » شريك
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 2 ص 72 .
( 2 ) . ميرزا جان حبيب الله شيرازى متوفاى 994 . باغنوى نسبتش باغ نو است كه محلهاى در شيراز مىباشد .