تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
اردبيل در عالم رؤيا مىبيند : كه كدخدا وفات نموده به محقق تذكر مىدهند واجب است براى تو تشييع جنازهء كريم كدخدا بلكه كفن و تجهيز را هم خودت مباشر باش محقق از خواب بيدار مىشود چون به سابقهء كدخدا اطلاع داشته مىگويد حتما خوابم رحمانى نيست ، بار دوم نيز همين خواب را مىبيند باز مىخوابد ، بار سوم مىبيند كه مىگويند كدخدا از دنيا رفت و صبح شده برخيز و تجهيز كدخدا را بجا بياور ، اردبيلى از خواب بيدار مىشود به قصد وضو بيرون مىآيد ملاحظه مىكند كه همسايگان به يكديگر خبر مىدهند كه البشاره كريم كدخدا به درك جهنم و اصل شده ، اردبيلى به صحت خوابش كه رحمانى بوده پى مىبرد ولى در تأويل خوابش تأمل مىنمايد ، بعد از فراغ از فريضهء صبح خود محقق مباشرت به تجهيز و تكفين مىنمايد ، و همه از اين پيش آمد و تشييع وى در تعجب فرو مىروند ، بالجمله بعد از اتمام تجهيز وى از زن كدخدا سؤال مىنمايد كه حقيقت و وقايع شب گذشته را براى محقق گزارش دهد ، زن كريم مىگويد : جناب شيخ شوهر من معروف به فسق و فجور بود شب گذشته شراب خورد و بعد از شرب خمر گفت : كه اى زن من امشب رفتنى هستم حالم منقلب است ، جاى مرا در حياط خانه پهن كن . من به گفته او عمل كردم ، ديدم كه كريم چشمهايش را به طرف آسمان و ستارگان چرخانيد با قيافهء تائبانه و چشم اشكبار گفت : اى خدا تو ميدانى مقدس اردبيلى گناه نكرده است ، اگر او را ببخشى برايت هنرى نيست ، بلكه هنر آن است كه آن كريم على الاطلاق ، اين كريم مجرم و عاصى و فاسق را ببخشد ، محقق به محض شنيدن اين كلمات به زن كريم مىگويد : رحمت خدا به وى شامل گشته و از گناهانش در گذشته است . » « 1 » * * *
هامش
( 1 ) . تاريخ اردبيل و دانشمندان ، ج 1 ، ص 62 .