رأسه منها ذراع او أقل . » « 1 »
در حدائق المقربين نيز چنين آمده است :
« و ايضا نقل مىنمايد كه طريقه او در مأكول و مشروب اين بوده كه در هر وقت آنچه از ممّر حلال براى او به هم مىرسيده آن را صرف مىنموده و مىفرموده كه از جمع بين الاحاديث و روايات مختلفه چنين مفهوم و مستفاد مىگردد كه اگر حق تعالى وسعت داده باشد بايد كه آدمى ذخيره ننمايد و صرف نمايد و اگر تنگى رو دهد بايد كه آدمى نيز قناعت نمايد ، لهذا گاهى شيعيان از روى اخلاص لباسهاى نفيسه براى او به هديه مىآوردهاند قبول مىفرمود و ردّ نمىكرده و آنها را صرف مىنموده . و مكرر رو مىداده كه منديل تمام زر بسيار نفيس را كه براى او به هديه آورده بودند بر سر مىبسته و از خانه بيرون آمده و به زيارت آن حضرت مىرفته و در راه مؤمنى بر مىخورده ، كه عمامه نداشت منديل را به دو نيم مىكرده و نصف آن را به آن مؤمن و نصف ديگر را خود بر سر مىبسته پس به مؤمن ديگر بر مىخورده و باز چنين مىكرده تا چون به خانه عود مىكرده قليلى از آن منديل بر سر او باقى بوده است . » « 2 »
در قصص العلماء چنين آورده است :
« و از سخاوت مقدس اردبيلى چيزى است كه سيد جزايرى در انوار نعمانيه نوشته است كه مقدس اردبيلى طريقهاش آن بود كه عمامهء بزرگى بر سر مىگذاشت و چون از خانه بيرون آمدى دو ذرع كمتر با بيشتر از آن عمامه پاره كردى و به فقرا و برهنگان دادى به نحوى كه تا منزل مراجعت كردى عمامه او يكسر يا بيشتر تمام مىشدى » « 3 » .
روضات الجنات چنين گويد :
« قال [ يعنى حدائق المقربين ] : و كان يأكل و يلبس ما يصل اليه بطريق
هامش
( 1 ) . انوار نعمانيه ، ج 2 ، ص 302 .
( 2 ) . حدائق المقربين ، ورق 212 ب .
( 3 ) . قصص العلماء ، ص 345 .