الكتاب في طبع ليسپيك و لكن في طبع بولاق و الآستانة ادرجت في الأصل به غير تمييز » « 1 » و از اين مطالب به دست مىآيد كه يكى از نويسندگان نزديك به عصر ميرزا مخدوم وفات او را غير از تاريخ مشهور 995 ه . ق ذكر كرده است و اين ادّعا كه هيچگونه خلافى در تاريخ رحلت ميرزا مخدوم نيست مخدوش مىباشد ؛ هرچند ما هم احتمال مىدهيم داستان ميرزا مخدوم در حديقة الشيعه جزو همان مطالب دستكارى شدهء كتاب اردبيلى باشد . اصولا شيعه شدن او در آخر عمر ، بعيد است درست باشد و در صورتى كه چنين مسألهاى صحّت داشت شهيد قاضى نور اللّه كه معاصر او بوده و ردّى هم بر كتاب او نوشته ، قطعا شيعه شدن او را در « مجالس المؤمنين » مىآورد . و در خصوص فاضل ميرزا جان باغنوى نيز حق را بايد به كسانى داد كه ارتحال او را 944 ه . ق ذكر كردهاند هر چند اقوال ديگرى دربارهء تاريخ ارتحال او آمده كه با زندگى و واقعيّتهاى تاريخى هيچگونه سازگارى ندارد و اينكه او جبرى مسلك بوده و در برابر مفاسد اخلاقى پسرش سكوت مىكرده بلكه با لبخندش اعمال خلاف عفّت او را تأييد مىنموده ، جاى بحث و بررسى است و بهر حال ؛ اين مسائل قطعا از اردبيلى نيست و با تاريخ ارتحال او كه 993 ه . ق مىباشد جور درنمىآيد .
[ 4 - ذكر وقايع پيسخانيان در حديقة الشيعة ]
4 - در حديقة الشيعه صوفيان را - به كنايه - از پيروان محمود پيسخانى معرفى مىكند كه حاكى از آن است كه نويسندهء اين كتاب بعد از واقعهء پيسخانيان مىزيسته و مقدّس اردبيلى متوفاى 993 ه . ق نمىتواند باشد .
نويسندهاى كه اين اشكال را مطرح ساخته با ذهنيّت جعلى بودن حديقة الشيعه به بررسى آن پرداخته است و براى همين مىكوشد تا از
هامش
( 1 ) - همان مأخذ تعليقات ص 8 .