تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
كوچكترين شواهد براى اثبات نظريهء خود استفاده نمايد و يا دليلى هرچند دور از احتمال براى آن ارايه كند . لذا در اين خصوص طورى استدلال كرده كه خواننده اگر بىاطلّاع از تاريخ باشد ، تصوّر مىكند كه محمود پيسخانى و تبعيد و آزار پيروانان او ، همه بعد از وفات مقدّس اردبيلى صورت گرفته و از اين فرقه قبل از آن هيچ نامى نبوده است ! در حالى كه محمود پيسخانى گيلانى حدود سال 800 ه . ق مسلك خود را بطور علنى مطرح ساخت و « چندى در حدود رود ارس زندگى مىكرد و سرانجام در سال 831 هجرى قمرى درگذشت . . . مسلّمست كه مذهبش در قرنهاى نهم و دهم رونق و رواج فراوان يافته ، و پيروانش در ايران و هندوستان و آسياى صغير بسيار بوده‌اند « 1 » نويسنده آن مقاله كه از دو سال اختلاف وفات ميرزا مخدوم و فاضل باغنوى با مقدّس اردبيلى در جعلى بودن « حديقة الشيعه » بهرهء كامل مىگيرد ولى فاصلهء 193 سال را ناديده گرفته حتّى قضيهء پيسخانيان را به بعد از ارتحال اردبيلى ربط مىدهد ! ؟ و برخورد قاطعانهء شاه طهماسب ( وفات : 984 ه . ق ) را با نقطويان و پيسخانيان و قتل و تبعيد و حبس آنها را به بوتهء فراموشى مىسپارد و مىنويسد : « در جاى ديگر از همين مبحث صوفيه در حديقة الشيعه جعلى ، صوفيان را پيروان محمّد پيسخانى معرفى مىكند ، و اين موضوعى است مربوط به قرن يازدهم هجرى و مسأله خروج فرقهء نقطويّه و توطئهء ايشان عليه شاه عباس و وقايعى كه به دنبال قلع و قمع سران آن فرقه رخ داد . در آن ايّام هر كس خواسته است صوفيه را منكوب و محكوم كند آنان را به نقطويان و پيروان محمود پيسخان وابسته ساخته است و اين قضايا همگى به سالهاى پس از 1003 ه . ق مربوط مىشود . داستان خروج
هامش
( 1 ) - زندگانى شاه عباس ج 3 / 901 ، دكتر نصر اللّه فلسفى .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 341 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى