بايزيد بسطامى ، ابن عربى و مولوى و غيره ، مخالفان سرسخت تصوّف و تحريف كنندگان « كاشف الحق » توانستهاند با تبليغات وسيع خود آن را جزو تأليفات محقّق اردبيلى جلوه دهند . از دلائل قابل توجّه اين گروه همان قدمت نسخهء « كاشف الحق » مىباشد كه قبلا به اين مطلب اشاره كرديم ؛ همچنين وجود پارهاى روايات ضعيف و تكفير عرفا و مخالفت با « وحدت وجود » در آن كتاب است . در حالى كه اردبيلى خود تعلّقى به عرفان داشته و بعيد است آن محقّق بزرگ و دقيق چنين مطالبى را در كتابش بياورد .
البته در جواب اين گروه بايد گفت اينكه ايشان تمايلى به عرفان مرسوم داشته باشد ، از زندگى علمى و چه از كتابهاى او ، به اثبات نرسيده است و ما به تفصيل در اين باره سخن خواهيم گفت .
3 - گروهى در خصوص روشن شدن مؤلف واقعى « حديقة الشيعه » مىگويند نبايد بدون تحقيق و با شتاب دربارهء اين كتاب به افراط و تفريط گرائيد و به تأييد و تكذيب آن پرداخت بلكه لازم است منصفانه و بدون ذهنيّت و طرفدارى از گروه موافق يا مخالف ، به تطبيق و مقايسهء دقيق اين دو كتاب دست يازيد و در وهلهء اوّل شواهد و قرائن لازم را از خود آنها فراهم كرد سپس با قرائن و أمارات خارجى و تاريخى به يك نتيجهء مطلوب مورد قبول دست يافت . ما در اين مقاله با اين ملاكها به بررسى آن پرداختهايم و پارهاى از شواهد و دلائل موافق و مخالف « حديقة الشيعه » را منطقى يافتهايم ؛ چنان كه برخى از ادّعاهاى آنها را نيز مخدوش دانستهايم از جمله وجود روايات ضعيف در « حديقة الشيعه » كه هر چند قابل انكار نيست ولى بعضا به نظر مىآيد موافقان و مخالفان « حديقة الشيعه » مقدارى در اين خصوص افراط و تفريط كردهاند ؛ چنان كه علّامه سيد محمّد باقر خوانسارى ( وفات :
1313 ه . ق ) در « روضات الجنّات » آورده است كه « نقل از ضعاف بسيار
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٣٢٠