و « حديقة الشيعه » را مقدارى مشكل ساخته است و به آسانى اظهار نظر و داورى بين « ربيع الشيعه » منسوب به ابنطاوس و « اعلام الورى » طبرسى ، نيست كه با توجيه محدّث ثورى ( وفات : 1320 ه . ق ) و آقا بزرگ تهرانى ( وفات : 1389 ه . ق ) به راحتى فيصله يابد « 1 » .
از همين رو در مورد حديقة الشيعه ديدگاههاى مختلفى پيدا شده و ما در اينجا مهمترين آنها را به اختصار مىآوريم :
[ ديدگاهها در مورد مؤلف حديقة الشيعه ]
1 - طرفداران صحّت انتساب « حديقة الشيعه » به مقدّس اردبيلى ، اظهار مىدارند كه بدون هيچ ترديدى اين كتاب با همين مطالب و شكل فعلى كه در دسترس همگان است ، از تأليفات آن شخصيّت برجسته مىباشد . اين گروه براى اثبات مدّعاى خود ، دلائل و شواهدى ارائه دادهاند كه از عمدهترين آنها همان ارجاعات اردبيلى در « حديقة الشيعه » - كه آخرين تأليف اوست - به كتابهاى متعدّد و مشهور خود مىباشد ؛ در حالى كه در « كاشف الحق » همه اين ارجاعات به جز دو مورد آن ، حذف شده كه اين دو مورد نيز مىتواند تأييدى براى ادّعاى آنها باشد ؛ چرا كه در صورت حذف آن دو مورد ، عبارات كتاب آسيب مىديد و مطلب ناقص جلوه مىكرد . لذا آن دو ارجاع به كتابهاى اردبيلى همچنان باقى مانده است .
مخالفان اين گروه ، براى راه يافتن اسامى كتب اردبيلى به « حديقة الشيعه » ، توجيهاتى كردهاند كه قانع كننده نيست .
2 - مخالفان انتساب « حديقة الشيعه » به اردبيلى ، معتقدند اين كتاب بطور قطع همان « كاشف الحق » ملّا معز اردستانى است كه با الحاق « مذمّت و نكوهش صوفيه » و انتقاد شديد از اين فرقه و تكفير سران آنها از قبيل حلّاج ،
هامش
( 1 ) - « مستدرك الوسائل » چاپ سه جلدى ، ج 3 / 469 ؛ « الذريعه » ج 3 / 241 .