آزارها كه از قوم ديده و كشيده صبر نموده و تحمل ورزيده و طرفة العينى از ياد حق تعالى غافل نبوده و چنانچه جرجيس را به انواع بلاها و عذابها مبتلا ساختند ، به على عليه السّلام از دشمنان انواع اهانت و آزارها رسيد و با چندين طايفه جنگ كردن بر آن لازم شد و اگر جرجيس بتى چند شكست ، از آن حضرت اضعاف آن به عمل آمده و اگر حق تعالى دشمنان جرجيس را به آتش دنيا هلاك كرد ، دشمنان آن حضرت را به آتش دوزخ وعده داد .
و اگر يونس از قوم مفارقت نمود و در حالت غضب كه
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً
« 1 » فرمود ، آن حضرت از ميان منافقان مدينه به جهاد ناكثين بيرون رفت و اگر از براى او درخت كدو رويانيد ، على را از فواكه بهشت خورانيد و اگر او را رسول به صد هزار كس بيشتر ساختند كه
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ
« 2 » ، على را امام جن و انس گردانيدند و اگر او در مكانى عبادت خدا كرد كه كسى قبل از آن در آنجا به عبادت قيام ننموده بود ، على عليه السّلام در مقامى تولد يافت كه قبل از او و بعد از او كسى را آن شرف نبود و نخواهد بود .
و اگر زكريا را بشارت بر يحيى دادند در محراب ، على را بشارت به حسن و حسين دادند در مسجد رسول رب العالمين و چنان كه زكريا و يحيى را مرتبه بلند شهادت نصيب گشت ، آن حضرت را با حسن و حسين او عليهم السّلام ، بىدينان به درجه شهادت رسانيدند و چنانچه زكريا واعظ بنى اسرائيل و كفيل امر مريم بود ، آن حضرت مفتى امت بود و كافل مهمّات فاطمه عليهما السّلام .
اما مساوات آن حضرت با داود و سليمان عليهما السّلام آنكه حق تعالى در شأن داود ، فرموده كه
إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
« 3 » آن حضرت نيز مرتبه خلافت داشت از
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 87 .
( 2 ) . سوره صافات ، آيه 147 .
( 3 ) . سوره ص ، آيه 26 .