شقى و در روايت ابن مسعود ، نه از زنان الّا سلقلقى و « سفحى » به معنى زناكار و فاجر است و « دعى » آنكه جمعى را بر سر او دعوا باشد و ندانند كه از كيست چون معاويه و عمرو عاص و « سلقلقى » زنى كه حيض او از راه ديگر آيد .
و مشهور است و در كتب احاديث مذكور « 1 » كه روزى با آن حضرت زنى حرف بىادبانه گفت ، آن حضرت او را به اين لفظ خواند . آن زن گفت : مرا از غيبى خبر دادى كه به غير از خدا كسى را بر آن اطلاع نيست و از گفتهء خود پشيمان شد و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام دعا كرد تا به حال ساير زنان بازآمد .
و رابعا چنانچه در اثناى مباحث مذكوره گذشت آن حضرت قسيم جنت و نار است ، يكى را به بهشت و ديگرى را به دوزخ مىفرستد .
و خامسا آنكه رسول خدا فرمود و مخالف و مؤالف نقل كردهاند « 2 » كه آن حضرت فرموده كه اول كسى كه با من مصافحه كند و مرا ببيند در روز قيامت ، على بن ابى طالب است و در كتاب « شرف المصطفى » از روات اهل سنت و جماعت نقل كردهاند « 3 » از ابن عباس كه رسول خدا با امير المؤمنين عليه السّلام خطاب نموده فرمود كه « أ ما ترضى ان ابراهيم خليل اللّه يدعى يوم القيامة فيقام عن يمين العرش فيكسى » الى آخره ؛ يعنى آيا راضى نيستى اى على با آنكه ابراهيم خليل اللّه خوانده خواهد شد در روز قيامت پس از طرف راست عرش بر پاى خواهد خاست پس او را خلعت خلّت خواهند پوشانيد ، پس خواهند طلبيد مرا و خلعت اصطفاء خواهند پوشانيد ، پس بعد از آن ترا طلب خواهند فرمود و مخلّع به خلعت كرامت خواهى شد و از جملهء اعزاز و احترام آن حضرت به نزد اللّه تعالى آنكه او را با جميع انبياى مقدم - چنانچه اكابر علماى ما تقدّم بيان نمودهاند - مساوات و برابرى است .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 267 .
( 2 ) . الغدير 2 / 313 ، 3 / 21 .
( 3 ) . كنز العمال 6 / 403 .