آن حضرت از آباء كرام خود از حسين بن على روايت نموده كه در صفا درّاجى آمده بر امير المؤمنين عليه السّلام سلام كرد و گفت : يا ولى اللّه ! چهار صد سال است كه در اين مكان به تسبيح و تهليل و تمجيد و تكبير حق تعالى مشغولم و عبادت او مىكنم ! امام حسين عليه السّلام فرمود كه پدرم به او گفت كه در اين مكان طعام و شرابى نيست چون زندگانى كردهاى ؟ گفت : اى مولاى من ! به آن خدايى كه ابن عم تو را به رسالت خلق فرستاده و تو را وصى او گردانيده كه هرگاه كه گرسنه شدهام شيعيان تو را دعا كردهام سير شدهام و هر وقت تشنه شدهام دشمنان تو را نفرين نمودهام رفع تشنگى من شده و اين دو بيت را خواند :
يا أيها السائل عما دونه النجم العلى * ان ما استخبرت عنه واضح الامر جلى
خير خلق اللّه من بعد النبيّين على * و به فاز الموالى و به ضل الغوى
به اسناد صحيح مروى است « 1 » كه در حين حيات رسول خدا حبرى از احبار يهود آمده گفت : يا رسول اللّه ! مرا قوم من فرستادهاند كه از موسى بن عمران به ما رسيده كه چون نبى عربى مبعوث شد به خدمت او برويد و بگوئيد كه هفت شتر سرخ موى سياه چشم از كوه مدينه بيرون آر ، اگر به دعاى او شتران مذكور از كوه بيرون آمدند به وى ايمان آوريد و تابع دين و ملت او شويد كه او سيد انبيا است و وصىّ او ، سيّد اوصيا است و مثل برادر من هارون است . پس رسول خدا فرمود كه اى برادر يهودى ، همراه من بيا . و با اصحاب به ظاهر مدينه تشريف برده دو ركعت نماز گزارد و به كلام خفى تكلم نموده كوه به حركت آمده و شكافته شد و مردمان صداى شتران شنيدند ، يهودى گفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد انك رسول اللّه و ان جميع ما جئت به صدق و عدل » اين زمان مهلت ده مرا تا به نزد قوم روم و ايشان را بيارم تا خود ببينند و ايمان آرند و به وعدهء خود وفا نمايند و از خدمت رسول خدا
هامش
شده است .
( 1 ) . « الفضائل » ابن شاذان ص 137 و در الخرائج راوندى 2 / 908 با تفاوت ذكر شده است .