پس آن حضرت فرمود كه اى هام ! تو وصى مرا مىشناسى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! چنانچه در كتب الهى خواندهام و از انبيا شنيدهام اگر او را ببينم خواهم شناخت .
فرمود كه حضّار مجلس را ملاحظهاى نماى و ببين كه درين مجلس هست يا نه . پس هام بر اطراف و جوانب نظر كرده گفت : يا رسول اللّه ! او در اين مجلس نيست .
حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله سلمان را امر فرمود كه على بن ابى طالب را بطلب و از هام پرسيد كه يا هام بگو كه وصى آدم كه بود ؟ گفت : وصى « شيث » كه بود ؟ گفت : انوش و وصى « انوش » قينان و وصى او « مهلائيل » و بعد از آن نبى مرسل ادريس عليه السّلام .
پرسيد كه وصى ادريس كه بود ؟ گفت : متوشلح و وصى او « لماك » و بعد از او درازترين انبيا و رسل در عمر و بيشتر پيغمبران در شكر و عظيمترين همه در اجر ، پدر تو نوح عليه السّلام و وصى او سام و وصى سام ارفحشد و وصى او « غابر » و وصى او « شالخ » وصى او « قالح » بعد از آن « سروع » و بعد از او « ارعونا » و حور و تارخ به ترتيب وصى بودند و از صلب او ابراهيم خليل الرحمن به وجود آمد و بعد از آن حضرت اسماعيل و قيدار و بونبت و اسحاق و يعقوب و يوسف و موسى و يوشع و داود و سليمان و آصف بن برخيا به ترتيب انبيا و اوصيا بودند تا به عيسى عليه السّلام رسيد و يك يك را آن حضرت مىپرسيد كه وصى او كه بود مىگفت : فلان و فلان تا به آن حضرت رسيد .
پس آن حضرت فرمود كه نام وصى مرا در هيچيك از كتابهاى آسمانى ديدهاى ؟ گفت : به آن خدائى كه تو را به راستى به خلق فرستاده كه نام تو در تورات « مىدميد » است و نام وصى تو « اليا » و اسم تو در انجيل « حمياطا » است و نام وصى تو « فارقليطا » است و معنى « مىدميد » طيّب و معنى « حمياطا » مصطفى است و معنى « اليا » صدّيق اكبر است و معنى « فارقليطا » ، حبيب پروردگار و در زبور نام تو « ماح ماح » است ، يعنى محوكننده كفر و شرك و نام وصى تو « هيدار » است ، يعنى فاروق اعظم . پيغمبر فرمود كه وصى مرا به چه مىشناسى ؟ گفت : به صفت او و
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 550
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٥٥٠