تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
نيست الا حضرت امير المؤمنين و قائد الغر المحجّلين كه خليفه بىفاصله خاتم النبيّين است و هيچ كس را نمىرسد كه بعد از آن حضرت مرتكب امر خلافت شود و به غير از شاه ولايت و سلطان خطهء هدايت و آيهء كريمهء
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
« 1 » در شأن ماست و حق تعالى ما را به اين مرتبه عالى اختصاص داده ، پس فرمود . اى شافعى ! ما از اهل رسوليم و مراد از « اولى الامر » مائيم . و روزبهان چون اين سخنان را از آن شاهزاده عالميان شنيد بىهوش شد و بعد از ساعتى كه به هوش بازآمد گفت : « الحمد للّه الذي نهجنى بالاسلام و نقلنى من التقليد الى اليقين بالاكرام و الانعام » ؛ يعنى حمد مر خداى را كه مرا دولت عرفان نصيب كرد و خلعت ايمان به من پوشانيد و از تاريكى تقليد به فضاى فرح‌فزاى ايقان رسانيد و رفقاى روزبهان به تمامى از كافران و مسلمانان ، آن دولت نصيب شد . آن سرور اهل دين و مركز دايرهء يقين فرمود كه ما را به دار الضيافة بردند و كمال اعزاز و اكرام رعايت نمودند تا هشت روز بر خوان احسان شاهزادهء مهمان بوديم و مردم به ديدن ما مىآمدند و مهربانى مىكردند و غريب‌نوازى مىنمودند و بعد از هشت روز رخصت گرفتند كه ما را ضيافت كنند و شرف قبول ارزانى داشته تا يك سال ، هر روز يكى از اهل شهر ما را به ضيافت مىبردند و نهايت گرمى مىكردند و اطعمهء لذيذه و ملابس مشبهه به التماس به ما مىدادند و طول و عرض آن شهر دوماهه راه بود و سكنه آن شهر باز نمودند كه ازين گذشته مدينه‌اى است كه آن را « ربقه » نام است و حاكم آن قاسم بن صاحب الامر است و طول و عرضش برابر به اين شهر و مردمش در خلق و خلق و صلاح و سداد و رفاهيت و فراغ بال مانند مردم اين شهرند و چون از آن شهر بگذرند به شهر ديگر مىرسند مثل اين شهر آن را « ضيافة » نام است و سلطان آن ابراهيم بن صاحب الامر است و بعد از آن شهرى است به همه زيب و زينت دينى و دنيوى آراسته نام آن « ظلوم » و متولى آن عبد الرحمن بن
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 34 .