تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧
كرده « 1 » كه بنابراين ، خبر مشكل مىشود به مذهب غير اماميه و از ملا جلال دوانى نقل مىكند كه او نيز مىگفته است اين خبر دليلى است بر حقّيّت مذهب اماميه و ابن طلحهء شافعى و صاحب فصول المهمه مالكى كه از اكابر علماى اين دو مذهب‌اند گفته‌اند اين استبعاد نامعقول است چرا كه امرى است ممكن بلكه واقع از مقبولين مثل خضر و الياس و عيسى و نوح عليهم السّلام و از مردودين چون ابليس و دجال ، كه به كتاب و سنت وجود و بقاى ايشان ثابت شده است و بالجمله ، اين امرى است ممكن به حسب عقل و مخبر صادق خبر داده و به تواتر ثابت شده ؛ پس حق باشد و انكارش باطل و مكابره و زور و نامعقول . و اگر چه وجود و بقاى صاحب الامر عليه السّلام نزد شيعيان و محبان آن حضرت اظهر من الشّمس است و به گواه و بيّنه حاجتى ندارد و ليكن چون حكايت غريب و روايت عجيب است و به گوشها كم خورده و در كتاب اربعين ، كه يكى از اكابر مصنفين و اعاظم مجتهدين از علماى ملت سيد المرسلين و غلامان حضرات ائمه - صلوات اللّه عليهم اجمعين - تصنيف كرده « 2 » ، به نظر اين كمترين رسيد با آنكه طولى دارد به نقل آن مزين اين اوراق مىگردد و چشم تحسين از ساير مؤمنين دارد . عالم و عامل متقى و فاضل محمد بن على العلوى الحسينى به سندى كه آن را به احمد بن يحيى الانبارى مىرساند ، روايت نموده كه او گفت : در سال پانصد و چهل و سه در ماه مبارك رمضان در بلدهء مدينه وزير سعيد عالىشأن عون الدين يحيى بن هبيره مرا با جمعى كثير به ضيافت طلبيد و بعد از افطار ، جمعى از خواص را امر به توقف فرمود و مشغول به صحبت شدند و آمدن باران نيز ياران را مانع آمد كه از آنجا حركت كنند از هر جا سخنى مىگفتند و از هر باب حكايتى در ميان بود تا سر رشتهء كلام به مذاهب و اديان كشيد و به حسب اتفاق از اول مجلس تا آخر در پهلوى وزير ،
هامش
( 1 ) . شرح عقايد ( ملا سعد الدين تفتازانى ) ص 232 و 235 ؛ مطالب السئول ص 91 . ( 2 ) . « كتاب صراط المستقيم علامه بياضى ( وفات 877 ق ) 2 / 264 - 266 با مختصر تفاوت .