الحسين روايت نمودهاند « 1 » كه در نهم از فرزندان من از چند پيغمبر ، نشانه و سنتى خواهد بود : اما از نوح نبى عليه السّلام ، طول عمر و از ابراهيم خليل عليه السّلام ، مخفى بودن ولادت و تنهائى و گوشهگيرى از خلق و از موسى ، ترس از دشمنان و غايب بودن و از عيسى عليه السّلام ، اختلاف از مردم چنان كه در او بعضى گفتهاند از مادر نزائيده و طايفهاى بر آنند كه فوت شده و جمعى را اعتقاد بود كه مصلوب شد و از ايوب نبى عليه السّلام ، فرج بعد از شدت و فرج در عقب بلا و از يونس عليه السّلام ، رجوع بعد از غيبت و جوان شدن بعد از پيرى و اما از يوسف عليه السّلام ، غيبتش از ياران و خويشان و پنهان بودن از برادران و معلوم نبودن احوالش بر پدرش يعقوب عليه السّلام با وجود نزديكى مسافت و اما سنت جدش صلّى اللّه عليه و آله ، خروجش به شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و برانداختن جباران و طاغيان و اينكه او را حق تعالى يارى مىدهد به انداختن رعب او در دلهاى دشمنان و منصور بودنش به سبب شمشير ؛ چنانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « انا أبنى بالسيف » و در رساله فارسيه اين فقير نوشته « 2 » كه اعتقاد بايد كرد كه صاحب الزمان پسر امام حسن عسكرى عليه السّلام و امام به حق است ، از روزى كه پدرش دنيا را وداع نمود تا روزى كه ظاهر شود ، تا روزى كه رحلت فرمايد .
و اجماع اصحاب ما برين منعقد است و اخبار بر اين متواتر كه هيچ كس از اهل اسلام خلاف ندارد كه مهدى خواهد بود بيقين ، بلى بعضى از عامه مىگويند متولد خواهد شد و استبعاد از طول عمر او مىنمايند و حال آنكه وجود و بقا ، امرى است ممكن و روايت مشهوره « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليه » « 3 » دليل بر آن و در اين خبر كسى را نزاع نيست و ملا سعد الدين در « شرح عقايد » نقل
هامش
( 1 ) . كشف الغمه 3 / 312 .
( 2 ) . در كتاب كاشف الحق به جاى اين عبارت چنين آمده : « علامه اردبيلى رحمه اللّه در اعتقادات خود نوشته كه اعتقاد بايد كرد كه صاحب الزمان . . . » ( كاشف ص 513 ) .
( 3 ) . احقاق الحق 13 / 58 ؛ الغدير 10 / 360 ؛ شرح عقايد نسفى ص 232 .