تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
نام كند ؛ چهارم - مردى باشد از اهل آذربايجان كه استخوانى به دست گيرد و از او معجزهء عيسى عليه السّلام خواهد و گويد اگر تو امامى اين استخوانها را به دعا به سخن در آور و به دعاى امام عليه السّلام استخوان متكلم شده گويد اى امام معصوم هزار سال شد كه من به عذاب گرفتارم و به دعاى تو اميد نجات دارم ، از خدا در خواه تا عذاب از من بازگيرد و آن مطرود ، ايمان نياورد پس به امر امام عليه السّلام بر دارش كنند و هفت روز بر سر دار فرياد كند كه اين جزاى آنكه معجزه بيند و انكار ورزد ؛ پنجم - منكرى از اهل عمان باشد گويد كه آهن در دست داود نبى عليه السّلام نرم مىشد اگر در دست تو نرم گردد امام باشى و چون امام عليه السّلام آن معجزه به وى نمايد او بر انكار خود ثابت شود و آن حضرت عمودى در گردنش انداخته بتابد و او در دنيا مىگشته باشد و مىگفته اين جزاى آنكه امام صادق را تكذيب نمايد ؛ ششم - يكى از اتراك گويد كارد بر حلق اسماعيل عليه السّلام كارگر نشد و من آن را معجزه او مىدانم اگر در دست تو آن ظاهر شود به امامت تو اقرار مىكنم . امام عليه السّلام كاردى به دست او دهد كه پسر خود را ذبح كن و او به قوت تمام آن كارد را هفتاد بار در گلوى پسر خود مالد اصلا نبرد ؛ پس آن ملعون از روى غضب آن كارد را بر زمين زند به فرمان خداى آن كارد خود را به او رسانيده حلقش را ببرد و به دوزخش فرستد ؛ هفتم - يكى از اعراب از او معجزهء جدش مصطفى صلّى اللّه عليه و آله طلبد ، آن حضرت شيرى طلبيده از او شهادت بر امامت خود بخواهد . شير سر بر زمين نهاده رو به خاك مالد و گواهى به حقّيّت و امامت او به زبانى فصيح ادا نمايد و چون ببيند كه آن اعرابى اقرار به امامت او عليه السّلام نمىكند آن شير او را در آن لشكرگاه بدواند و فرياد مىزده باشد كه هر كه امامت صاحب الامر را انكار نمايد سزايش اين است ، چنان كه خلق عالم ازو بشنوند و در آخرش بخورد ؛