آمده « 1 » ، به اين عبارت كه « بسم اللّه الرحمن الرحيم . يا على بن محمد ، أعظم اللّه أجر إخوانك فيك ! فإنك ميت ما بينك و بين سته ايام فاجمع امرك و لا تومر [ لا توص خ ل ] الى احد يقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة التامة [ الغيبة الثانية خ ل ] فلا ظهور الا بعد اذن اللّه و ذلك بعد طول الأمد و قسوة القلب [ القلوب خ ل ] و امتلاء الارض جورا و سيأتى من شيعتى من يدّعى المشاهدة ألا فمن ادّعى المشاهدة قبل خروج السفيانى و الصيحة فهو كذاب مفتر و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم » ؛ يعنى اى على ، حق تعالى اجرى عظيم به برادران تو بدهد در فراق تو ! به درستى كه تو تا شش روز ديگر بيشتر زنده نيستى ، پس كار خود بساز و ديگر به كسى وصيت مكن كه غيبت بزرگ پيش آمد و ظهور موقوف به رخصت حق تعالى است و آن بعد از مدت دراز و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور خواهد بود و ديگر مرا كسى نخواهد ديد پيش از ظاهر شدن سفيانى و شنيدن آواز از ميان زمين و آسمان ، اگر كسى بگويد كه او را ديدهام ، دروغ گفته و افترا كرده است و حول و قوتى نيست الا به حق تعالى . توفيق ميانهء امثال اين اخبار و خبرهائى كه قائم عليه السّلام را ديدهاند در زمان غيبت كبرى در كتاب نص جلى فى امامة مولانا على مسطور گشته هر كس كه خواهد كه بر آن اطلاع يابد آن كتاب را مطالعه نمايد . « 2 »
توقيع ديگر آن است كه در آن مذكور است كه « من سمانى فى مجمع من الناس فعليه لعنة اللّه » ؛ يعنى كسى كه نام برد مرا در مجلسى كه جمعى از مردمان باشند بر اوست لعنت و دورى از رحمت الهى ! « 3 »
توقيع ديگر آن است كه بعضى مىگفتند فلان وقت ظهور خواهد كرد و بعضى قرار مىدادند كه فلان مدت كه گذشت وقت ظهور اوست ، نوشتهاى به خط
هامش
( 1 ) . اكمال الدين 2 / 516 ؛ الخرائج راوندى 3 / 1129 .
( 2 ) . اين يك سطر در كاشف الحق نيست ( ص 504 ) .
( 3 ) . كشف الغمه 3 / 321 ؛ اكمال الدين 2 / 483 .