تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
نشست و مدتى برآمد دشمنان اهل بيت و منافقان افتراها كردند و دروغها گفتند و آنها علاوهء عداوت جبلى معتمد شده امر به حبس حسن بن على نموده آن حضرت را به زندان بردند ؛ فيض آسمان از زمين منقطع شده قحط و غلا در سامره بهم رسيد و معتمد امر نمود كه مردمان به نماز استسقا بيرون روند ؛ به نماز استسقا رفتند اثرى از ابر و باران ظهور نيافت و بعد از آن جاثليق با نصارى و رهبانان به استسقا رفتند در ميان ايشان راهبى بود چون او به جانب آسمان دست دراز كرد ابر پيدا شد و شروع به بارش نموده روز ديگر هم به صحرا رفتند و تا دستها به دعا برآوردند ابر پيدا شده آغاز باريدن نمود . تزلزل عظيم در خلق بهم رسيد بعضى از مسلمانان به شك افتادند و بعضى به دين نصارى راغب شدند و خبر به معتمد رسيد به واسطهء آنكه از يك طرف واهمه زوال ملك بود از يك جانب غم دين و از يك طرف طعن خلق ، زندگى را بر خود تباه ديد لاعلاج صالح بن وصيف را كه حاكم شهر بود و امر سياست و زندان تعلّق به او داشت طلبيده فرمود : برو و در حال ، ابو محمد حسن بن على را از حبس بيرون آورده نزد من حاضر ساز . چون آن حضرت حاضر شد ، گفت : « ادرك امّة جدّك قبل ان يهلكوا » ؛ يعنى درياب امّت جدّت محمد را پيش از آنكه هلاك شوند كه اهل اسلام به استسقا بيرون رفتند و اثرى بر نماز و دعاى ايشان مترتب نشد و نصارى دو روز رفتند و تا دست به دعا برآوردند باران آمد و اگر روز سيّم مىرفتند دين از دست مىرفت و مردم در تزلزل افتاده‌اند . آن حضرت فرمود : غم مخوريد كه فردا بيرون مىروم و شك از خاطرها بيرون مىبرم . و جمعى از خويشان را كه در حبس بودند شفاعت نموده ايشان را خلاصى داد . روز ديگر حكم شد كه ديگر باره كسى در شهر نماند و همه خلق به استسقا بيرون روند و امام عليه السّلام با اصحابش در مصلّى حاضر شد و امر نمود كه رهبانان شروع در دعا نمايند . چون رهبانان دست به دعا برداشتند از هر طرف ابر پيدا شد . امام عليه السّلام به
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 926 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده